محمدصادق نجمى
57
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
محفل مسلمانان از دشمنى وخشونت وى نسبت به آنان سخن مىگفتند . روزى كه دل أو نسبت به اسلام نرم شد ، سراغ پيامبر را گرفت . وقتي آگاهى يافت كه آنحضرت در خانهء زيد بن أرقم ( محلّ اجتماع مسلمانان ) است ، به سوى اين خانه حركت كرد واين در حالي بود كه حضرت حمزه وطلحه وبعضي ديگر از مسلمانان در بيرون خانهء زيد كشيك مىدادند وحفاظت از خانه ونگهبانى از وجود رسولاللَّه را به عهده گرفته بودند . اين عدّه با مشاهدهء عمر احساس ترس كردند وخود را آماده دفاع نمودند . در اين حال بود كه حمزه عليه السلام آنها را تشجيع ونگرانى واضطرابشان را برطرف كرد وچنين گفت : « هذا عُمَرُ إن يَرِدَاللَّه بِهِ خَيراً يُسلم وإِن يرد غير ذلك يكن قتله علينا هيناً » ؛ « 1 » « نگران عمر نباشيد ، اگر منظور وى خير وصلاح وپذيرش اسلام باشد كه بهتر ، وگرنه كشتن وى بر ما آسان است . » حمزه وأبو لهب حمزه وأبو لهب ، هر دو عموى پيامبر بودند ! امّا حمزه بهترين عمو ، صميمىترين دوست ومدافع پيامبر وأبو لهب
--> ( 1 ) . طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ترجمه عمر ؛ تاريخ الاسلام ، ذهبي ، 1 / 175 .