محمدصادق نجمى
168
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
ساختن شخصيت آنحضرت ، قدم فراتر نهاده ومحور ديگرى را نيز برگزيدند وآن اينكه با ساختن داستانها وافسانهها ونسبت دادن مطالب ضدّ اخلاق به آن سيد شهيدان ، به تحقير وتقبيح وهمچنين ايجاد نفرت وانزجار نسبت به مقام والا وارجمندش پرداختند . براي نمونه ، در يكى از اين افسانهها وداستانهاى ساختگى ، كه باز در صحيح بخارى نقل شده ، حضرت حمزه به شرب خمر ومست شدن وشكافتن كوهان وپهلوى شترهاى زندهء علىبن ابىطالب وبيرون آوردن جگر آنها متهم گرديده است وبالأخره جسارت وتهديد نسبت به پيامبر صلى الله عليه وآله را به مرحلهاى رسانيده كه آن حضرت هنگام مواجه شدن با حمزه ، از ترس جانش عقب عقب برگشته است ! با توجه بهطولانى بودن متن عربىِ اين افسانهء ساختگى ، ترجمهء بخشي از آن را در اينجا مىآوريم وخوانندهء ارجمند را به متن مشروح آن در صحيح بخارى ارجاع مىدهيم . « 1 » بخارى از ابن شهاب زهرى نقل مىكند كه گفت : علىبن الحسين ، از پدرش حسينبن على وأو از پدر خويش علىبن ابىطالب برايم نقل كرد : من دو نفر شتر داشتم كه در كنار خانهء همسايه مىخوابيدند ، روزى ديدم كه كوهان آنها زنده زنده دريده وپهلويشان شكافته شده وجگرهايشان را در آوردهاند . با ديدن اين منظره ، به شدت متأثر شدم واشكم روان گرديد ،
--> ( 1 ) . صحيح بخارى ، كتاب المغازي ، حديث شماره 3781