محمدصادق نجمى

136

حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )

دست وپايش را قطع كرد . » طبري مىنويسد : هند پس از انجام اين جنايت ، در بالاى سنگ بزرگى قرار گرفت ومسلمانان را مورد خطاب قرار داد واشعار معروف خود را با صداى بلند خواند . اشعار هند ، كه بيشتر مورّخان آن را نقل كرده‌اند چنين است : نَحنُ جَزَيناكُم بِيَوم بَدرٍ * وَالحَربُ بَعدَ الحَرب ذات سعْرٍ ما كان عَن عُتْبَةَ لي مِن صَبرٍ * وَلا أخي وَعَمِّهِ وَبَكْري شَفَيتُ نَفْسي وَقَضَيتُ نَذْري * شَفيت وَحشي غَليل صَدري فَشُكر وَحشيّ عَلَيَّ عُمري * حتّى تَرم أَعْظمي في قبري « 1 » « اين كشتار ، پاداش ما بود بر شما از جنگ بدر ؛ زيرا جنگ پس از جنگ است كه ارزش دارد . » « در مصيبت عتبه وبرادرم وعمويم وبكر صبرم به آخر رسيده بود . » « واكنون شفا يافتم ونذرم را ادا كردم ؛ وحشى ! تو بودى كه بر عهد خود با من وفا كردى وغم را از سينه‌ام زدودى . » « بر من است كه تا زنده‌ام شكرگزار وحشى باشم بلكه تا پوسيدن استخوان هايم در درون قبرم سپاسگزارش گردم . »

--> ( 1 ) الروض الأُنُف ، ج 3 ، ص 169 ؛ كامل ابن أثير ، ج 4 ، ص 37 .