محمدصادق نجمى
119
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
حمله كرد تا به شهادت رسيد . « 1 » اين متن را كه مورّخان معروف ، ابن أثير « 2 » وابن كثير « 3 » هم نقل كردهاند ، گوياى اين واقعيت است كه بر خلاف آنچه ابن ابىالحديد گفته ، ابن إسحاق فرار عمر را به صراحت بيان نموده است وبه طورى كه در كلام واقدى پيشتر آمد ، أو تعداد كساني را كه استقامت نمودهاند ؛ اعمّ از مهاجرين وأنصار ، چهارده نفر معرفى مىكند كه نام عمر در ميان آنها ديده نمىشود . شواهد تاريخي ديگر نيز عدم پايدارى عمر در جنگ أحد را تأييد مىكند ؛ از جملهء اين شواهد اين است كه در دوران خلافتِ وى زنى مراجعه كرد واز بردهاى بيتالمال كه در نزد وى بود ، درخواست نمود ، همزمان ، يكى از دختران عمر نيز بر وى مراجعه نمود واز بُردهاى بيتالمال خواست . عمر به درخواست آن زن جواب مثبت داد ولى دختر خويش را رد كرد . اطرافيان عمر از عملكرد أو تعجّب كرده ، اعتراض نمودند كه دختر تو نيز در اين بيت المال داراى سهم بود ، چرا أو را مأيوس كردى ؟ ! عمر به اعتراض آنها چنين پاسخ داد :
--> ( 1 ) . « قال ابن إسحاق انتهى انسبن النضر إلى عمر بن الخطاب في رجال من المهاجرين والأنصار وقد القو بأيديهم فقال ما يُجلبكم قالوا : قتل رسول اللَّه ، قال : فماذا تصنعون بالحياة بعده . . . » سيرهء ابنهشام ، چاپ داراحياء التراث العربي ، بيروت ، ج 3 ، ص 88 ( 2 ) ابن أثير ، تاريخ ، ج 1 ، ص 383 ( 3 ) ابن كثير ، تاريخ ، ج 4 ، ص 28