محمدصادق نجمى
104
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
وى گفت : « به خدا سوگند اين من هستم كه تو را به جهنّم خواهم فرستاد ! » آنگاه به طلحه حمله كرد وجنگ در ميان آنان درگرفت . علي عليه السلام شمشير طلحةبن عثمان را با سپر رد كرد وبلافاصله پاى أو را قطع نمود . طلحه به روى خاك افتاد ، أو كه مرگ را با چشم خود مىديد ، عورتش را آشكار ساخت وبا عجز ولابه ، به علي عليه السلام گفت : اى پسر عم ، « 1 » تو را به خدا سوگند دست از من بدار ! علي عليه السلام به سوى لشكر برگشت وپيامبرخدا بر اين پيروزى تكبير گفت ، آنگاه فرمود : اى على ، چرا دشمنت را نكشتى ؟ عرض كرد : چون أو عورتش را آشكار كرد ومرا سوگند داد ، من هم شرم كردم به سوى أو برگردم . « 2 » ابن كثير دمشقي پس از نقل اين ماجرا مىگويد : در دوران زندگى أمير مؤمنان عليه السلام اين عملكرد مكرّر اتّفاق مىافتاد ؛ زيرا در جنگ صفين ، آن حضرت وقتي به بسر بن أرطأة حمله كرد ، أو هم عورتش را هويدا ساخت وعلي عليه السلام از كشتن وى منصرف گرديد وهمچنين از كشتن عمرو بن عاص هم آنگاه كه عورتش را آشكار كرد ، خوددارى نمود . « 3 »
--> ( 1 ) . تعبير پسر عمّ براي جلب ترحّم بوده است . ( 2 ) . ابن هشام ، سيره ، ج 3 ، ص 24 ؛ طبري ، تاريخ ، ج 2 ، ص 374 ؛ ابن أثير ، تاريخ ، ج 2 ، ص 106 ( 3 ) . ابن كثير ، تاريخ ، ج 4 ، ص 20