محمد جواد مغنية

22

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )

اسراء و معراج » در روزنامهء مصرى الجمهوريه منتشر شده است ، اشاره مىكنيم . در اين مقاله آمده است : « پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و إله چهارپايى را مركوب خود قرار داد كه آن را براق مىگفتند . براق ، همان‌گونه كه در حديث آمده ، چهارپايى بود از الاغ بزرگ‌تر و از استر كوچك‌تر . اين موضوع ، نوعى تلقين از سوى خداوند براى ماست كه بايد به دنبال اسباب كارها باشيم ؛ زيرا بر پروردگار ما دشوار نبود كه پيامبرش را از مكّه به قدس بدون هرگونه وسيلهء نقليه‌اى منتقل كند ، به‌گونه‌اى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ناگهان خود را دم دروازه‌هاى مسجد الاقصى ببيند ؛ لكن حكمت او بر اين قرار گرفت كه هرچيزى را براساس قوانينى به جريان اندازد كه تغيير پيدا نمىكند و عوض نمىشود . به‌كار گرفتن اين مركب كه مسافت زيادى را با شتاب سرسام‌آورى پيمود ، صاحبان انديشه را تشويق مىكند كه دربارهء ساختن وسايل نو و جديدى كه مسافت‌هاى دور را در مدت كوتاهى مىپيمايد ، انديشه‌هاى خويش را به‌كار اندازند . آن‌گاه از دانشمندان مىپرسيم : برطبق آنچه علم بدان رسيده ، در جهان هستى ، چه چيزى سرعتش از همه بيشتر است ؟ بىترديد ، پاسخ اين است كه سرعت و شتاب نور يقينا از شتاب هرچيزى بيشتر است . سرعت نور در هر ثانيه ، سيصد هزار كيلومتر است . براقى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آن را مركب خود برگزيد ، با سرعت نور حركت مىكرد ؛ زيرا واژهء براق از برق گرفته شده است . انسان از راه تلاش‌هاى علمى در زمينهء پژوهش‌هاى فضايى به شناخت بسيارى از رازها [ ى جهان هستى ] دست يافته و با نيروى علم توانسته است بر نقاط مختلف زمين و شگفتىهاى جهان ملكوت [ - فضا ] تسلّط يابد ؛ لكن دانش مادّى تنها ، آفرينندهء جهان هستى را از ياد انسان مىبرد . پديدهء اسراء و معراج ، اين درس را به ما مىآموزد كه روح و مادّه از يكديگر جدا نمىشوند . براى نمونه ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با همان صورت بشرى كه از مادّهء جهان هستى و پاره‌اى از روح آفرينندهء بزرگ تشكيل شده است به سوى عالم بالا عروج مىكند و جبرئيل هم