شمس الدين حافظ
44
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى )
آورده ، به قسمت قصايد منتقل كردهام . گفتنى است كه هم علامه قزوينى در حاشيهى اين قصيده نوشتهاند : « اين اشعار چنان كه از سبك و اسلوب آنها و نيز عدهى آنها كه از عدهى معمولى ابيات قصيده متجاوز است ، واضح مىشود كه قصيده است . » و هم نسخهى خانلرى - كه مكمّل نسخهى اساس ما بوده - آن را در بخش قصايد آورده است . در عوض اين قصيده ، يك غزل بسيار معروف حافظ با مطلع : مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد * كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد ، در نسخهى قزوينى نيامده است . در حالى كه هم نسخهى خانلرى و هم سايه و ديگر نسخههاى معتبر چاپى آن را در متن غزلهاى اصلى حافظ - نه منسوب به او - ضبط كردهاند . ازاينرو اين غزل را ، بر اساس نسخهى خانلرى در جاى خود آوردهام . ( غزل 235 در همين كتاب ) . با توجه به اين كه حافظ خداوندگار غزل است و خوانندگان حافظ عموما به غزلهاى او مراجعه مىكنند ، در قسمت قصايد و قطعات و . . . فقط به ضبط متن بسنده كرديم و شرح آنها را ضرورى نديديم . 5 . واژهنامهى غزلها . در عموم شرحهايى كه بر ديوان حافظ نوشته شده ، توضيح معنى واژهها نيز در قسمت معنى و شرح آمده است . بر اساس اين روش ، ناگزير معنى بسيارى از واژهها به صورت مكرر در شرح غزلهاى مختلف آمده است . براى پرهيز از اين تكرار ، هيچ واژهاى را در قسمت شرح ، معنى نكردهام . بلكه معنى واژه در معنى بيت و شرح ظرايف و دقايق آن مضمر و نهفته است و فرض بر اين است كه خواننده از روى معنى و شرح بيت ، معنى و مفهوم و مقصود از واژهها را نيز در مىيابد . و هرگاه معنى واژهاى به طور دقيق و معين بر خواننده روشن نبود ، مىتواند به اين واژهنامه - كه در پايان متن ديوان به ترتيب الفبايى آمده - مراجعه كند . دو نكته دربارهى اين واژهنامه گفتنى است : نخست آن كه در اين واژهنامهى نسبتا مفصل ( 62 صفحه ) ، تمامى واژهها و تركيبها و اصطلاحات و اعلام را كه احتمال دادهام معنى آن براى يك خوانندهى عادى ( نه دانشجو و پژوهشگر ) دقيقا روشن نباشد ، آورده و معنى كردهام . شايد چنين به نظر برسد و