شمس الدين حافظ

92

سفينه حافظ ( فارسى )

حافظ هميشه ناله كند در بلا و غم * باشد كه خود علاج كند دردهاى ما [ 1 الا يا ايها الساقى ادر كاسا و ناولها ] 19 [ 1 ] شماره مسلسل 19 الا يا ايها الساقى ادر كاسا و ناولها « 1 » * كه عشق آسان نمود اوّل ولى افتاد مشكلها ببوى نافه‌اى كاخر صبا زان طره بگشايد « 2 » * ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها بمى سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزلها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم * جرس فرياد مىدارد كه بربنديد محملها « 3 » شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل * كجا دانند حال ما سبكباران « 4 » ساحلها همه كارم ز خودكامى ببدنامى كشيد آخر * نهان كى ماند آن رازى كزو سازند محفلها حضورى « 5 » گر همىخواهى از او غافل مشو حافظ * متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و اهملها « 6 »

--> ( 1 ) هان اى ساقى جامى بريز و آن را بده ( 2 ) طره يعنى موى پيشانى ( 3 ) جمع محمل بمعنى بار ( 4 ) آسوده و بىخيال ( 5 ) حضور ضد غيبت است ولى بمعنى آسايش و راحت هم آمده ( 6 ) هر وقت كه دلخواه خود را يافتى جهان را رها كن و مهمل گذار : [ 1 ] پاورقى غزل 19 - اين مصرع ، قلب مصرع دوم از بيتى است كه گويند يزيد ابن معاويه سروده و چنين است « ادر كاسا و ناولها الا يا ايها الساقى » و بعضى بر حافظ ايراد كرده‌اند چنان كه : اهلى شيرازى مىگويد : خواجه حافظ را شبى ديدم بخواب * گفتم اى در فضل و دانش بىحساب از چه بستى بر خود اين شعر يزيد * با وجود اين‌همه فضل و كمال گفت واقف نيستى زين مسئله * مال كافر هست بر مؤمن حلال و نيز كاتبى نيشابورى مىفرمايد : عجب در حيرتم از خواجه حافظ * بنوعى كش خرد زان عاجز آيد چه حكمت ديد در شعر يزيد او * كه در ديوان نخست از وى سرآيد اگر چه مال كافر بر مسلمان * حلالست و در و قيلى نشايد ولى از شير عيبى بس عظيم است * كه لقمه از دهان سگ ربايد در هر صورت ناروا اين غزل را در اول غزليات حافظ آورده‌اند و جايش همين‌جاست كه ملاحظه مىشود . لطيفه : شخصى به زبان اعتراض خواجه را گفت شما چگونه راضى شديد كه مفتح ديوان خويش را مصراعى از اشعار يزيد بن معاويه ساخته و بگوئيد : الا يا ايها . . . الى آخر خواجه در پاسخ فرمود اگر گوهرى از دهان سگى بيرون افتد مىتوان آن را شسته و بر فرق سر نهاد ( پژمان ) .