شمس الدين حافظ

626

سفينه حافظ ( فارسى )

در خراسان منزل و مأواى آل حيدرست * آستان روضهء آن شاه دين كو اطهر است از محبت اين دعا چون جان ما اندر برست * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام دائما خورشيد و مه بر درگهت جا كرده‌اند * ز آن سبب هر لحظه ايشان قصد بالا كرده‌اند باد را فرّاش اين درگاه اعلا كرده‌اند * شمع را بر روضهء او بر سر پا كرده‌اند هر زمان بر دل مرا اين نكته انشا كرده‌اند * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام ما بدرگاه تو اى شاه خراسان آمديم * با دل پردرد و هم با چشم گريان آمديم يك‌نظر بر حال ما كن كه پريشان آمديم * اى طبيب درد ما از بهر درمان آمديم از گلستان وفا ماسوى بستان آمديم * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام نسبت روى تو را هرگه كه با مه كرده‌ام * باز از شرم رخت استغفر اللّه كرده‌ام غير كويت هر كجا رفتيم بىره كرده‌ام * يك نظر بر حال ما كن روى باره كرده‌ام اين دعا اندر طواف قبر آن شه كرده‌ام * كالسلام اى شاه سلطان خراسان السلام « 1 » صبح و شام اندر غم او شمع با سوز و گداز * گريد و استاده است در روضه‌ات تا روز باز حافظان بارگاه او به شبهاى دراز * تا بروز اندر تلاوت با خدا گويند راز بلبلان اندر گلستان كرده‌اند اين نغمه ساز * كالسلام اى شاه سلطان خراسان السلام « 2 » مرغ روحم در هواى كويت اى سلطان دين * همچو مرغ نيم بسمل اوفتاده بر زمين يك نظر اى شاه من بر حال مسكينان ببين * حافظ ما را كه دارد داغ مهرت بر جبين گويد از صدق و صفا هر دم به آواز حزين * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام « 3 » نيست ما را جز تو كس يار و رفيق و رهنما * لطف كن شاها ببخشا جرم اين بيچاره را

--> ( 1 ) اين بند در پژمان نيامده است ( 2 ) اين بند نيز در پژمان نيامده است . ( 3 ) محل ابيات 3 و 4 و 5 اين بند با محل ابيات مشابه در پژمان فرق دارد و عبارات آنها نيز جزئى اختلاف ظاهرى دارند