شمس الدين حافظ
564
سفينه حافظ ( فارسى )
گردون براى خيمهء خورشيد فلكهات « 1 » * از كوه و ابر ساخته پازير « 2 » و سايهبان وين اطلس منقش نه توى زرنگار * چترى بلند بر سر خرگاه خويش دان بعد از كيان بملك سليمان « 3 » نداشت كس * اين قدر و اين خزانه و اين لشكر گران بودى درون گلشن و از پردلان تو * در هند بود غلغل و در زنگ بد فغان در دشت « 4 » روم خيمه زدى و غريو كوس * تا دشت سند رفت و بيابان سيستان تا قصر زرد « 5 » تاختى و لرزه اوفتاد * در قصرهاى قيصر و در خانههاى خان آن كيست كو بملك كند با تو همسرى * از مصر تا بروم وز چين تا بقيروان سال دگر ز قيصرت از روم باج سر * وز چينت آورند بدرگه خراج جان تو شاكرى ز خالق و خلق از تو شاكرند * تو شادمان بدولت و ملك از تو شادمان اينك به طرف گلشن و بستان همىروى * با بندگان سمند سعادت به زير ران اى ملهمى « 6 » كه در صف كروبيان « 7 » قدس * فيضى رسد بخاطر پاكت زمان زمان اى آشكار پيش دلت هر چه كردگار * دارد همى بپردهء غيب اندرون نهان داده فلك عنان ارادت بدست تو * يعنى كه مركبم بمراد خودت بران « 8 » گر كوششيت افتد پر دادهام به تير * ور بخششيت بايد زر دادهام بكان « 9 » خصمت كجاست زير قدوم خودت فكن * يار تو كيست بر سر و چشم منش نشان هم كام من به خدمت تو گشته منتظم * هم نام من بمدحت تو گشته جاودان [ 1 ]
--> ( 1 ) فلكه بفتح ف و كاف يا كماج خيمه عبارتست از تختهاى گرد و ميان سوراخ كه در سر ستون خيمه قرار دهندش ( 2 ) ستون خيمه كه « ديرك » هم گفته مىشود ( 3 ) مقصود « فارس » است و سليمان را جمشيد دانستهاند ( 4 ) دشتى واقع در 12 فرسنگى شمال فهليان شيراز كه تا شهر شيراز 21 فرسنگ فاصله دارد ( 5 ) قصر زرد يا كوشك زرد نام قريهاى از بلوك سردسير فارس بنام « سرحد چهاردانگه » واقع در 30 فرسنگى شمال غربى شيراز مىباشد ، و شاه شجاع و برادرش محمود چند بار درين دو قريه نزاع نموده بودند . ( 6 ) الهامگيرنده ( 7 ) چهار ملك حامل عرش باشكال مختلف ( 8 ) يعنى تو بمراد خود مرا بران ( 9 ) كان يعنى معدن . [ 1 ] پاورقى قصيدهء هشتم - حافظ اين قصيده را در تاريخ 767 يعنى پس از ورود مجدد شاه شجاع بشيراز و فرار شاه محمود سروده است - حافظ به پيروى از سبك ظهير فاريابى اغلب قصايد خويش را سروده چنان كه قصيده مزبور نيز طبق قصيدهاى از فاريابى است بمطلع : گيتى ز فر دولت فرمانده جهان * ماند بعرصهء ارم و روضهء جنان