شمس الدين حافظ

547

سفينه حافظ ( فارسى )

على نعيم و على نعمت و على منعم * على بود اسد اللّه قاتل الكفار على ز بعد محمد ز هر چه هست به است * اگر تو مؤمن پاكى بكن بر اين اقرار به حق نور محمد بآدم و بخليل * به حق شيث و شعيب و يهود كم‌آزار به حق يوسف و يعقوب و يحيى و لقمان * به حق نوح نجى در ميان دريا بار به حق عزت تورية و حرمت انجيل * به حق جمع زبور و به حق روزشمار به حق دانش اسحاق و شوق اسماعيل * كه در رضاى خدا كرد جان خويش نثار به حق يوشع و الياس و لوط و اسكندر * به حق نغمهء داود و صوت خوش هنجار به حق مهر سليمان بزهد ابراهيم * به حق موسى و عيسى و يونس غمخوار به حق قوّت جبريل و صور اسرافيل * به حق قابض ارواح در يمين و يسار به حق حامل عرش و بقرب ميكائيل * به حق چار كتاب ستودهء غفّار « 8 » به حق جملهء قرآن بصحف ابراهيم * به حق جملهء مردان واقف اسرار به حق سوز فقيران بىگنه دربند * به حق زارى رنجور بىكس بيمار به حق چهرهء زرد فقير سرگردان * به حق درد اسيران دور از آل و تبار به حق حرب جوانان براى دين با كفر * به حق زارى پيران خوار و زار و نزار به حق دين محمد به خون پاك حسين * به حق مردم نيك از مهاجر و انصار « 9 » كه نيست دين هدى را بقول پاك رسول * امام غير على بعد احمد مختار ز بعد او حسن است و حسين و عترت « 10 » او * مجوى جهل بر اين كار مؤمن ديندار بجهل غافل و مستغرقى بغفله همى * ز رنگ مى نشناسى سفيدى از زنگار « 11 » بجهد و سعى من خسته‌دل چه سود ترا * مگر ز خواب جهالت همىشوى بيدار بجهل بنده ز پيش آن‌چنان همىبودم * كه كس مباد چنان كآمدم در اول بار

--> ( 8 ) قرآن ، انجيل ، تورية ، صحيفه ابراهيم . ( 9 ) مهاجرين ، مسلمانانى بودند كه از مكه به كمك پيغمبر آمدند ، انصار هم از اهالى مدينه بودند كه بنفع پيغمبر جنگ مىكردند ( 10 ) فرزند و خانواده ( 11 ) زنگ‌زدگى