شمس الدين حافظ

532

سفينه حافظ ( فارسى )

بصبر كوش تو اى دل كه حق رها نكند * چنين عزيز نگينى بدست اهرمنى بگوشه‌اى بنشين سرخوش و تماشا كن * ز حادثات زمانى رخ شكر دهنى بروز واقعه غم با شراب بايد گفت * كه اعتماد بكس نيست در چنين زمنى بشد ز فرقت يوسف دو ديدهء يعقوب * بيار باده فرح‌بخش بوى پيرهنى مزاج دهر تبه شد درين بلا حافظ * كجاست فكر حكيمى وراى برهمنى [ 1 ]

--> [ 1 ] پاورقى غزل 80 - موقعى كه در سال 789 خبر قتل عام تيمور در اصفهان بشيراز رسيد و يا بعد از مراجعت تيمور كه باز اغتشاش شروع گرديد گفته است ، آقاى دكتر معين با عقيده دوم موافقند ، بغزل 66 از حرف ى مراجعه شود .