شمس الدين حافظ

471

سفينه حافظ ( فارسى )

حرف « ه » داراى 16 غزل [ 418 گر تيغ بارد در كوى آن ماه ] 1 * شماره مسلسل 596 گر تيغ بارد در كوى آن ماه * گردن نهاديم الحكم للّه « 1 » من رند و عاشق آنگاه توبه * استغفر اللّه استغفر اللّه « 2 » آيين تقوى ما نيز دانيم * ليكن چه چاره با بخت گمراه ما شيخ و واعظ كمتر شناسيم * يا جام باده يا قصه كوتاه مهر تو عكسى بر ما نيفكند * آيينه رويا ، آه از دلت آه الصبر مرّ و العمر فان « 3 » * يا ليت شعرى حتى م القاه « 4 » عاشق چه نالى « 5 » گر وصل خواهى * خون بايدت خورد درگاه و بيگاه حافظ نبودى زين گونه بيدل * گر مىشنيدى پند نكوخواه [ گفتم اى دوست شدم عاشق آن روى چو ماه ] 2 * شماره مسلسل 597 گفتم اى دوست شدم عاشق آن روى چو ماه * گفت لا حول و لا قوة الا باللّه « 6 » بار ديگر سخن عشق من آغاز مكن * كه بس افتاده حديث من و تو در افواه « 7 » دلم از عشق تو ديوانه و شيداست از آن * بند كرديش به زنجير سر زلف سياه

--> ( 1 ) فرمان خدا راست ( 2 ) طلب بخشايش و عفو از خدا مىكنم ( 3 ) صبر تلخ و عمر گذران است ( 4 ) اى كاش مىدانستم چه وقت او را ملاقات مىكنم ( 5 ) در اغلب نسخ بجاى « عاشق چه نالى » « حافظ چه نالى » آمده و آن را مقطع دانسته‌اند ( سودى ) ، همچنين در قدسى اين بيت اضافه آمده است و اغلب نسخ فاقد مقطع فعلى هستند ( سودى ) . در پيش سلطان گر نيست بارم * بارى بميرم بر خاك درگاه ( 6 ) نيست قدرت و توانائى مگر خداى تعالى را . ( 7 ) دهانها