شمس الدين حافظ
469
سفينه حافظ ( فارسى )
عمريست تا دلت ز اسيران زلف ماست * غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل « 1 » بهندوى زلف يار * كانجا هزار نافهء مشكين به نيمجو تخم وفا و مهر درين كهنه كشتزار * آنگه عيان شود كه رسد موسم درو ساقى بيار باده كه رمزى بگويمت * از سرّ اختر كهن و سير ماه نو شكل هلال هر سرمه مىدهد نشان * از افسر سيامك و طرف كلاه زو « 2 » حافظ جناب پير مغان مأمن وفاست * درس وفا و مهر بر و خوان وزو شنو [ 407 مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو ] 17 شماره مسلسل 595 مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو گفتم اى بخت بخسبيدى و خورشيد دميد * گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو تكيه بر اختر شبگرد مكن كاين عيار * تاج كاووس ربود و كمر كيخسرو گر روى پاك و مجرد « 3 » چو مسيحا بفلك * از فروغ تو به خورشيد رسد صد پرتو آسمان گو مفروش اين عظمت كاندر عشق * خرمن مه بجوى خوشهء پروين « 4 » به دو جو
--> ( 1 ) در بعضى نسخ « عطر و عود » ذكر شده ، در هر حال معنى اين بيت چنين مىشود كه : عطر عقل و يا عطر و عود را با هندوى زلف يار برابر مكن زيرا در زلف يار هزار نافهء مشكدار را به نيمجو نمىخرند ( 2 ) تاج و « ترك » يا « طرف » كلاه پادشاهان پيشدادى شبيه هلال « ماه نو » بوده است ، و سودى معتقد است « زو » پسر سيامك ( سيامك پسر كيومرث ) و يا برادر رستم زال بوده است و برخى هم معتقدند كه « زو » پسر طهماسب است كه پنج سال پس از وى در ايران سلطنت كرده ، در هر صورت حافظ مىگويد : هلال در هر ماه از تاج سيامك و طرف كلاه « زو » خبر مىدهد و حال آنكه خودشان خاك شدهاند . يكتائى « زو » را « ذو » و از آن « اسكندر ذو القرنين » استنباط نموده است . در بعضى نسخ هم بجاى « طرف كلاه » « ترك كلاه » نوشته شده كه مفهوم هر دو يكى است . ( 3 ) مجرد يعنى تنها و بىپيرايه و پاك و تارك دنيا ( 4 ) خوشه پروين همان ثريا است كه از هفت ستاره تشكيل شده و در برج ثور ( گاو ) واقع شده و بنامهاى پرويز و پروين و پروز هم ناميده شده است .