شمس الدين حافظ
460
سفينه حافظ ( فارسى )
[ هست پنهان به دلم راز فراوان از تو ] 2 * [ 1 ] شماره مسلسل 580 هست پنهان به دلم « 1 » راز فراوان از تو * نالهء زارم از آنست چه پنهان از تو چيست بر من همه سنگ ستم اى نخل اميد * خوان اين عيش مرا بادهء احسان از تو صد جفا بيش مرا گر بدل و جان آيد * دارم آنها همه منت بدل و جان از تو هست حكم تو بجان بندهء فرمان ترا * من بجان بندهء فرمانم و فرمان از تو از تو جائى كه به شاهان برسد گوشهء چشم * نظرى بر من درويش چه امكان از تو خبر مستى عشقت چو بميخانه رسيد * خم مىبرد فرو سر بگريبان از تو اى پرى گر سر حافظ گذرى هست ترا * منت سلطنت و ملك سليمان از تو [ 408 اى آفتاب آينهدار جمال تو ] 3 شماره مسلسل 581 اى آفتاب آينهدار « 2 » جمال تو * مشك سياه مجمره « 3 » گردان خال تو صحن سراى ديده بشستم ولى چه سود * كاين گوشه نيست در خور خيل « 4 » خيال تو مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز * طغرانويس ابروى مشكينمثال تو در اوج ناز و نعمتى اى آفتاب حسن * يا رب مباد تا بقيامت زوال تو تا پيش بخت بازروم تهنيت كنان « 5 » * كو مژدهاى ز مقدم عيد وصال تو تا آسمان ز حلقهبهگوشان ما شود * كو عشوهاى ز ابروى همچون هلال تو
--> ( 1 ) در بعضى نسخ « درد » بجاى راز ذكر شده . ( 2 ) آينه دار بمعنى خادم و نوكر ( 3 ) مجمره همان مجمر و بمعنى آتشدان است و مجمره گردان كسى است كه منقل اسپند را دور مىگرداند و از مردم چيزى مىگيرد و غرض آنكه گدائى مىكند ( 4 ) خيل يعنى گروه اسبان ، گروه و دسته نيز معنى مىدهد . ( 5 ) در بعضى نسخ ، تا پيشباز بخت روم تهنيت كنان و در بعضى ديگر : تا پيش تخت يار روم تهنيت كنان آمده است . [ 1 ] پاورقى غزل 2 - يكتائى اين غزل را در ديوان آورده و مدعيست كه از حافظ نيست اما نمىگويد از كيست .