شمس الدين حافظ

458

سفينه حافظ ( فارسى )

كلك حافظ شكرين ميوه نباتيست بچين * كه درين باغ نبينى ثمرى بهتر ازين [ ديده‌ام تا ديد حسن طلعت آن نازنين ] 34 * [ 1 ] شماره مسلسل 578 ديده‌ام تا ديد حسن طلعت آن نازنين * رفت بر باد آن همه تقوى و زهد و عقل و دين سرو گل‌رويم اگر روزى خرامد در چمن * سرو از پا اوفتد بر خاك و گل گردد حزين اهل جنت گر ببيند طلعت زيباى دوست * حور رضوان « 1 » و ار خواهد گفت به روى آفرين تير مژگان غرقهء خون مىكند عشاق را * گوشه گير اى دل چو آن ابرو كمان سازد كمين چشم بددل گفت يا رب از جمالش دور باد * گفت بهر اين دعا آمين بسى روح الامين « 2 » هر كه ديد آن روى و قامت گفت از حسرت بدل * آفتابى بر سر سروى كه ديد اندر زمين گوشهء محراب ابرويش چو طاعت خانه‌ايست * غسل اگر در اشك كردى حافظا آنجا نشين

--> ( 1 ) رضوان - هم دربان در بهشت و هم خود بهشت را گويند ( 2 ) جبرئيل [ 1 ] پاورقى غزل 34 - اين غزل را يكتائى در ديوان آورده و مدعيست كه از حافظ نمىباشد و نمىگويد از كيست .