شمس الدين حافظ
443
سفينه حافظ ( فارسى )
گه چون نسيم با گل راز نهفته گفتن * گه سرّ عشقبازى از بلبلان شنيدن بوسيدن لب يار اول ز دست مگذار * كاخر ملول گردى از دست و لب گزيدن « 1 » فرصت شمار صحبت كز اين دوراهه منزل * چون بگذريم ديگر نتوان بهم رسيدن گوئى برفت حافظ از پادشاه منصور « 2 » * يا رب به يادش آور درويش پروريدن [ 1 ] [ 393 منم كه شهرهء شهرم به عشق ورزيدن ] 11 شماره مسلسل 555 منم كه شهرهء شهرم به عشق ورزيدن * منم كه ديده نيالودهام ببدديدن وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم * كه در طريقت « 3 » ما كافريست رنجيدن بمىپرستى از آن نقش خود بر آب زدم * كه تا خراب كنم نقش « 4 » خود پرستيدن به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات * بخواست جام مى و گفت « 5 » راز پوشيدن عنان بميكده خواهيم تافت زين مجلس * كه وعظ بىعملان واجبست نشنيدن مراد دل ز تماشاى باغ عالم چيست * بدست مردم چشم از رخ تو گل چيدن برحمت سر زلف تو واثقم ورنه * كشش چو نبود از آنسو چه سود كوشيدن ز خط يار بياموز مهر با رخ خوب * كه گرد عارض خوبان خوشست گرديدن
--> ( 1 ) تاسف خوردن ( 2 ) در پژمان بجاى منصور ، يحيى است . ( 3 ) در بعضى نسخ بجاى طريقت ، « شريعت » نوشته شده . ( 4 ) در بعضى نسخ بجاى « نقش » ، « رنگ » ذكر شده است ( 5 ) در بعضى نسخ بجاى « راز پوشيدن » ، عيب پوشيدن ، آمده و در بعضى باده نوشيدن [ 1 ] پاورقى غزل 10 - اين غزل را حافظ موقع اقامت در يزد ( بعد از 764 ) كه مورد بىمهرى شاه يحيى واقع گرديده بود سروده و برايش فرستاده ، و اگر بگوئيم براى شاه منصور سروده تاريخش بعد از 789 مىشود و اگر در مورد شاه يحيى هم بدانيم بايستى تاريخ سرودن آن را 789 يعنى موقعى كه شاه يحيى بوسيلهء امير تيمور به حكومت مىرسد بدانيم اللّه اعلم .