شمس الدين حافظ

395

سفينه حافظ ( فارسى )

راه خلوتگهء خاصم بنما تا پس از اين * مىخورم با تو و ديگر غم دنيا نخورم حافظا شايد اگر در طلب گوهر وصل * ديده دريا كنم از اشك و در و غوطه خورم [ آه از آن‌روز كه ناگه اجل آيد به سرم ] 24 * [ 1 ] شماره مسلسل 478 آه از آن‌روز كه ناگه اجل آيد به سرم * جان شيرين بلب آيد كه شود خون جگرم تنم از تختهء ناشسته بتابوت كشند * اين و آن ماند و من حسرت و حرمان ببرم دو فرشته كه درآيند زنند بانگ به من * مثل روباه شوم گر به صفت شير نرم چند روزى گذرد كس نكند ياد مرا * زن كند شوى دگر خوش بخورد سيم و زرم اهل بيتم همه گويند و زنند وا ويلا * قصد ميراث كند دشمن شيرين پسرم توشهء راه سفر هيچ ندارى حافظ * چند روزى كه مسافر شده‌اى رهگذرم [ تا سايهء مباركت افتاد بر سرم ] 25 * [ 2 ] شماره مسلسل 479 تا سايهء مباركت افتاد بر سرم * دولت غلام من شد و اقبال چاكرم شد سالها كه از سر من رفته بود بخت * از دولت وصال تو بازآمد از درم بيدار در زمانه نديدى كسى مرا * در خواب اگر خيال تو گشتى مصورم من عمر در غم تو بپايان برم ولى * باور مكن كه بىتو زمانى بسربرم زان شب كه باز در دل تنگم درآمدى * چون شمع درگرفت دماغ مكدرم

--> [ 1 ] پاورقى غزل 24 - اين غزل را يكتائى در ديوان آورده و مدعيست كه از حافظ نيست ولى نمىگويد از كيست . [ 2 ] پاورقى غزل 25 - يكتائى مدعى است كه اين غزل از عماد فقيه است با اين تفاوت كه بعد از بيت پنجم اين بيت را مىگويد : عود دلم بر آتش عشقت دم‌به‌دم * آفاق تيره مىشود از دود مجمرم و بجاى مصرع دوم بيت ششم از غزل فوق مىگويد : « بىدرد خسته خاطر و با درد خوگرم » و در مصرع دوم مقطع مىگويد « من بنده كمينهء دستور كشورم » آقاى دكتر معين نيز اين غزل را از عماد فقيه دانسته‌اند .