شمس الدين حافظ
244
سفينه حافظ ( فارسى )
دو بحريند كه در چين ديده مىباشند * به روى آفت جان خراب مىگردند دو شاهدند كه از ديده راز مىگويند * به صد كرشمه كنون در حجاب مىگردند دو صوفيند كه در دلق ازرقند مدام * درون صومعه بهر ثواب مىگردند دو دزد رهزن و دو شوخ مست عيارند * بگرد نقد دل شيخ و شاب مىگردند دو شيرگير دو روباه خوش نظربازند * بگاه صبح درين ماهتاب مىگردند دو راكبند كه ملاحوار گرد محيط * بزورقند كه بر روى آب مىگردند دو نازنين بلاجوى فتنهانگيزند * به قصد حافظ مسكين شتاب مىگردند [ 1 ] [ 184 دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند ] 114 شماره مسلسل 256 دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند * گل آدم بسرشتند و بپيمانه زدند ساكنان حرم ستر و عفاف « 1 » ملكوت * با من راهنشين بادهء مستانه زدند شكر ايزد كه ميان من و او صلح افتاد * حوريان رقص كنان ساغر شكرانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه * چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند آسمان بار امانت نتوانست كشيد « 2 » * قرعهء كار بنام من ديوانه زدند نقطهء عشق « 3 » دل گوشه نشينان خون كرد * همچو آن خال كه بر عارض جانانه زدند
--> [ 1 ] پاورقى غزل 113 - اين غزل در يكتائى مندرج است ولى از حافظ نمىداند ( 1 ) ستر بمعنى مستورى كه ضد مستى است مىباشد و عفاف بمعنى پرهيزگارى و پارسائى و پاكدامنى ( 2 ) اين مصرع تفسير آيهاى در قرآن مىباشد بدين مضمون : « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » سورهء احزاب آيهء 72 - ( ترجمه ) « ما امانت را بر آسمانها و زمينها عرضه داشتيم اما آنها از برداشتن و قبول آن خوددارى نمودهاند ولى انسان آن را برداشته و قبول نمود ، او چه بسيار ستمگر و نادان است » خلاصه بار امانت يعنى عشق . ( 3 ) يعنى نطفه عشق