شمس الدين حافظ
201
سفينه حافظ ( فارسى )
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهروى كه نظر بر مجاز كرد حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهد ريا بىنياز كرد [ 1 ]
--> [ 1 ] پاورقى غزل 46 - روايت كردهاند كه اين غزل را خواجه حافظ درباره رياكارى عماد فقيه و يا شيخ على كلاه گفته و بعضى گويند كه خواجه جز بنظم درآوردن حكايت كبك و گربه از كليله و دمنه غرضى نداشته و اما افسانه چنين است ، كه « عماد يا شيخ را گربهاى بود كه هرگاه شيخ سر بسجاده نماز مىگذارد گربه نيز با او موافقت مىكرد و شاه شجاع اين معنى را بر كرامت حمل مىفرمود و پيوسته ابراز خلوص نسبت به شيخ عماد مىنمود . « اما خواجه عماد الدين فقيه كرمانى معروف بعماد فقيه - از معاريف غزلسرايان عارفپيشهء قرن هشتم بود و در كرمان مىزيست و خانقاهى داشت و مردم زمان بسيار بوى معتقد بودند و پادشاهان آل مظفر ، امير مبارز الدين محمد و شاه شجاع نسبت بوى احترام بسيار مىكردهاند و عاقبت در كرمان به سال 773 رحلت نموده است ، شيخ زين الدين على كلاه شيرازى ، از دانشمندان نامى شيراز بوده و چون در شيراز رنگ سياه را كلاه مىگفتهاند و وى دستار سياه بر سر مىگذاشت اين لقب را به او داده بودند - در 780 درگذشته و در مراتب اسماء و تسخيرات در زمان خود يگانه بوده و كارهاى شگرف ازو حكايت كردهاند و در شعر نيز دست داشته است » . « نقل از تاريخ نظم و نثر در ايران مرحوم استاد سعيد نفيسى » اما توجه كنيم به آنچه آقاى دكتر معين در شيرين سخن راجع به شيخ على كلاء مىفرمايد « شيخ على كلاء متوفى 870 : شيخ زين الدين على كلاء شيرازى از بزرگان فضلا و عرفاى شيراز است و چون رنگ سياه را ( كلاء ) مىگويند و شيخ دستار سياه رنگ بسر مىبسته به اين لقب ملقب شده است وى بقول رياض العارفين با خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى در خدمت شمس الدين عبد اللّه شيرازى تحصيل مىكرد - بنابراين آن دو همدرس بودهاند . وفات شيخ به سال 870 اتفاق افتاده بود - اگر بقول مؤلف رياض العارفين توجه كنيم كه شيخ با حافظ نزد شمس الدين عبد اللّه تحصيل مىكردند و زمان تحصيل را نيز بين 15 و 30 سالگى فرض كنيم تلمذ ايشان بين سالهاى 741 و 756 ( با در نظر گرفتن تاريخ تولد حافظ ) بايد صورت گرفته باشد و اگر در اين هنگام سن شيخ على نيز بين 15 و 30 سال بوده است پس تولدش با قبول تاريخ 741 بين 711 و 726 اتفاق مىافتد - درين صورت او مىبايست 159 يا 144 سال عمر كرده باشد - و در صورت قبول تاريخ 756 تولدش بين 726 و 741 وقوع يافته ، بنابراين سنش باز به 144 يا 129 بالغ شده است ( بديهى است كه سى سالگى را قاعدتا سن تحصيل نتوان شمرد ) و اينهمه مردود است . در اينجا نيز بايد گفت كه تولدش مانند تولد شاه داعى پس از مرگ خواجه و يا در اواخر عمر خواجه اتفاق افتاده است » قضاوت در اينكه : كلاء صحيح است يا كلاه ؟ شيخ على كلاء يا كلاه معاصر حافظ بوده يا نبوده ؟ با هم عداوت داشته يا نداشتهاند ؟ بالاخره تاريخ وفات شيخ على كلاه 780 يا 870 بوده است ؟ كار من نيست - بلكه وظيفه ادبا و دانشمندان و محققين است كه در اين باره تحقيق و قضاوت كنند .