شمس الدين حافظ

133

سفينه حافظ ( فارسى )

[ 56 دل سراپرده محبت اوست ] 52 شماره مسلسل 78 دل سراپرده محبت اوست * ديده آئينه دار طلعت اوست من كه سر درنياورم به دو كون * گردنم زير بار منّت اوست تو و طوبى و ما و قامت يار * فكر هركس به قدر همت اوست دور مجنون گذشت و نوبت ماست * هر كسى پنج‌روزه نوبت اوست من كه باشم در آن حرم كه صبا * پرده‌دار حريم حرمت اوست ملكت عاشقى و گنج طرب * هر چه دارم ز يمن همت اوست من و دل گر فنا شويم چه باك * غرض اندر ميان سلامت اوست بىخيالش مباد منظر چشم * زانكه اين گوشه خاص خلوت اوست گر من آلوده‌دامنم چه زيان * همه عالم گواه عصمت اوست هر گل نو كه شد چمن‌آرا * اثر رنگ و بوى صحبت اوست فقر ظاهر مبين كه حافظ را * سينه گنجينهء محبت اوست [ صبح دولت طلوع طلعت اوست ] 53 * [ 1 ] شماره مسلسل 79 صبح دولت طلوع طلعت اوست * شام ظلمت نشان ظلمت اوست مهر بر خوان او نواله رسان * ماه نو خم ز بهر طاعت اوست از قدش پاى سرو مانده به گل * لاله را داغ دل ز فرقت اوست رنگ و بوى گل از رخش بچمن * نالهء بلبل از محبت اوست سوسن ده زبان خموش بباغ * لال مانده ز صنع قدرت اوست بدوا جانب طبيب مرو * صحت عاجل از طبابت اوست در طريق سلوك سالك را * آنچه پيش آيد از ارادت اوست قمرى و عندليب و حافظ نيز * همه گويا بذكر مدحت اوست

--> [ 1 ] پاورقى غزل 53 - اين غزل در يكتائى هست و مدعيست كه از حافظ نيست ولى نمىگويد از كيست ؟