شمس الدين حافظ
107
سفينه حافظ ( فارسى )
اگر بزلف دراز تو دست ما نرسد * گناه بخت پريشان و دست كوته ماست بحاجب در خلوت سراى خاص بگو * فلان ز گوشه نشينان خاك درگه ماست به صورت از نظر ما اگر چه محجوبست * هميشه در نظر خاطر مرفه « 1 » ماست اگر به سالى حافظ درى زند بگشاى * كه سالهاست كه مشتاق روى چون مه ماست [ 29 ما را ز خيال تو چه پرواى شرابست ] 13 شماره مسلسل 39 ما را ز خيال تو چه پرواى شرابست * خم گو سر خود گير كه خُمخانه خرابست گر خمر بهشت است بريزيد كه بىدوست * هر شربت عذبم « 2 » كه دهى عين عذابست افسوس كه شد دلبر و در ديده گريان * تحرير خيال خط او نقش بر آبست بيدار شو اى ديده كه ايمن نتوان بود * زين سيل دمادم كه در اين منزل خوابست معشوقه عيان مىگذرد بر تو و ليكن * اغيار همىبيند ، از آن بسته نقابست گل بر رخ رنگين تو با لطف عرق ديد * در آتش رشك از غم دل غرق گلابست در بزم دل از روى تو صد شمع برافروخت * و اين طرفه كه بر روى تو صد گونه حجابست سبزست درو دشت بيا تا نگذاريم * دست از سرآبى « 3 » كه جهان جمله سرابست در كنج دماغم مطلب جاى نصيحت * كاين حجره پر از زمزمه چنگ « 4 » و ربابست « 5 » راه تو چه راهيست كه از غايت تعظيم * درياى محيط فلكش همچو حبابست بىروى دلاراى تو اى شمع دلفروز * دل رقص كنان بر سر آتش جو كبابست حافظ چه شد ار عاشق و رندست و نظرباز * بس طور عجب لازم ايام شبابست
--> ( 1 ) راحت و آسوده . ( 2 ) عذب يعنى گوارا ( 3 ) « آبى » - غرض شراب مىباشد ( 4 ) چنگ نام آلت موسيقى كه به آن هارپ گويند . ( 5 ) رباب آلت موسيقى شبيه تار مىباشد كه كاسه آن تقريبا چهار گوش و داراى دو سيم بوده و بجاى مضراب كمان يا آرشه دارد . شكل آن قبل از اولين غزل حرف ب نقش شده است .