الشيخ محمد علي الگرامي القمي

93

شناخت قرآن ( فارسى )

أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ . . . « 1 » « ما تو را حتما براى همهء مردم فرستاديم » . نَذِيراً لِلْبَشَرِ « 2 » « بيم دهندهء جهان بشريّت » « يجرى مجرى الشمس و القمر » « 3 » « قرآن با حركت خورشيد و ماه حركت دارد » . و با آنچه گذشت نبايد قرآن را طورى معنى و تفسير كرد كه مخصوص به دورانى خاص آن هم در بستر گذشته و به صورت خفته باشد و هم چون كتابى تاريخى مورد توجّه قرار گيرد و يا جنبهء علمى نداشته باشد و يا تصور كنيم كه قابل درك نيست و فقط بايد احترامش كرد و براى بوسيدن و بر سر گذاشتن آمده است . خواهيد گفت : مگر كسى مىتواند بگويد قرآن جنبهء عملى ندارد ؟ بالأخره در قرآن سخن از دادن زكات و انجام نماز و حج و جهاد و دفاع و غيره است و اين‌ها همه‌اش عملى هستند . ولى همه حرف اين جاست كه فقط همين آيات را جنبهء عملى مىدهند در حالى كه همهء قرآن براى حركت و خروج از ظلمت به نور مىباشد . توضيح بيشتر اين بحث را به فرصتى ديگر مىگذاريم .

--> ( 1 ) . سورهء سبا ، آيهء 28 . ( 2 ) . سورهء مدّثر ، آيهء 36 . ( 3 ) . امام محمد باقر عليه السّلام .