الشيخ محمد علي الگرامي القمي

68

شناخت قرآن ( فارسى )

و ثانيا پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم عرب است و معنى ندارد كه كتاب وحى بر خلاف زبان پيامبر و محيط او باشد ، به هر حال پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بايد دعوتش را از شبه جزيرهء عربستان شروع كند و سپس به سائر اقوام جهان ابلاغ فرمايد و اين طبيعىتر است كه كتابش به زبان محيط شروع دعوت باشد . خصوصا زبانى كه از نفوذ فرهنگ‌هاى حكومتى و رسمى جهان محفوظ مانده باشد ، هر چند از بى توجّهى آنها باشد ، روم و ايران چون براى عربستان ارزشى قائل نبودند كارى به آن نداشتند . از طرفى عرب روح سركش و تكبّر خاصّى دارد كه اگر كتاب وحى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به زبان ديگرى بود جز عدهء معدود روشن و خالص ، ديگران ايمان نمىآوردند و آن گاه دعوت پيامبر در همان مركز دعوت پايمال مىشد وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ « 1 » « اگر قرآن را بر برخى عجمان نازل مىكرديم و او بر آنها مىخواند اين‌ها هرگز ايمان نمى آوردند » . وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ « 2 » « اگر قرآن را به زبان عجم قرار مىداديم مىگفتند چرا آياتش روشن نيست » . لازم بود مراعات محيط وحى بشود ، زيرا جاى ديگرى براى نفوذ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم نبود ، ايران و روم كه تحت نفوذ فرهنگ خاص رسمى بودند و درگيرى با آنها از ابتداء دعوت و بدون يك قدرت مركزى هرگز به نفع مكتب نبود . بايد محيط وحى كه دست نخورده و دور از نفوذ فرهنگ استعمارى شمال و جنوب بود ، به مكتب گرايش پيدا كند تا پس از تشكّل

--> ( 1 ) . سورهء شعراء ، آيهء 200 . ( 2 ) . سورهء فصّلت ، آيهء 45 .