أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

635

مناقب العارفين ( فارسى )

و اعتراض را به خوذ راه ندهذ ، چنانك حضرت پررحمت حق تعالى كه از جميع ذنوب و عيوب و نقايص بندگان خوذ نمىرمذ و بعنايت تمام و شفقت شاهانه رزقشان مىدهذ ؛ يارى و محبت بىعلّت اينست ، چنانك فرموذ « 4 » شعر ( مجتث ) تو فضل و رحمتِ حقى كه هر كه در تو گريخت * قبول مىكنيش با كژى و با خامى « 7 » « 4 / 36 » همچنان مگر روزى فوج زنان از دور گذر مىكردند و كامل تبريزى ايستاذه بوذ « 9 » ؛ فرموذ كه در ميان آن جماعت نورى مىدرخشذ و آن پارهء نور مانا كه « 10 » از كان انوار حضرت « 11 » مولاناست « 12 » ؛ چون تفحّص كردند ، ديذند كه ملكه خاتون بوذ بنت مولانا رضى اللّه عنها و عن ابيها ؛ فرموذ كه به خانه آوردند و مهمانيشان كرده عنايت عظيم فرموذ « 4 / 37 » همچنان حضرت سلطان ولد حكايت فرموذ كه روزى حضرت والدم در مدح مولانا شمس الدين مبالغهء عظيم فرموذ و از حدّ بيرون مقامات و كرامات و قدرتهاى او را بيان كرد ؛ من از غايت اعتقاد و شاذى بيامذم و از بيرون در حجرهء او سر نهاذم و ايستاذم ؛ فرموذ كه بهاء الدين چه لاغ است ؟ گفتم كه « 18 » امروز پذرم اوصاف عظمت شما را بسيار

--> ( 4 / 36 - 4 / 37 ) Z 178 آ B 167 آ K 398 132 ، II , H ؛ 66 ، II , T ( 4 ) فرموذ BK : فرموذه Z ( 7 ) خامى BK : + و Z ( 9 ) بوذ ZK : - B ( 10 ) كه ZK : كاه B ( 11 ) حضرت ZB : - K ( 12 ) مولاناست ZK : مولانا B ( 18 ) كفتم كه ZK : كفت B