أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

630

مناقب العارفين ( فارسى )

شمس الحقّ و الدين ، مخفىّ نور اللّه فى الاوّلين و الآخرين ، اطال اللّه عمره و لقّانا بالخير لقائه يوم الخميس الحادى و العشرين من شهر شوّال سنة ثلث و أربعين و ستّمائة « 3 » « 4 / 25 » و گويند « 1 » در سالى دينارى خرج او بوذ در هفت روز « 4 » بارى نيم گرده را در آب سر ثريد « 5 » كردى و خوردى ؛ مگر روزى سر پز از حال او اندكى بوى برده آن روز بر سر ثريد « 6 » قدرى روغن مزيد كرد ؛ ديگر بگرد دكّان روّاسى نگشت و اغلب اوقات بر سر پا بوذى و سيران كردى « 4 / 26 » همچنان « 9 » منقولست كه در فراق او حضرت مولانا بىقرار گشته ليلا و نهارا آرامى و خوابى نداشت و مستيها مىراند و اسرار مىفرموذ « 4 / 27 » همچنان منقولست كه روزى در اسفار خوذ به خدمت شيخى رسيذ كه او را علّت شاهدبازى و تفرّج صورت بوذ ؛ فرموذ كه هى در چيستى ؟ گفت : صور « 14 » خوبان چون آئينه است ، حق را در آن « 15 » آئينه مشاهده مىكنم ، چنانك گفته‌اند شعر ( رباعى ) در تو كه به ديذهء صفا مىنگريم * نى از پى شهوت و هوا مىنگريم ديذارِ خوشت آينهء لطفِ خذاست * ما در تو بذآن لطفِ خذا مىنگريم

--> ( 4 / 25 ، 4 / 26 ، 4 / 27 ) Z 176 ب B 165 آ - ب K 393 - 394 128 ، II , H ؛ 50 ، I , T ( 3 ) ثلث . . . ستمائة BZ : 643 K ( 4 ) روز ZB : روزى K ( 1 ) و كويند BK : همچنان Z ( 5 ) ثريد K : تريد BZ ( 6 ) ثريد K : تريد ZB ( 9 ) همچنان BK : - Z ( 14 ) صور ZK : صورت B ( 15 ) در آن BK : - Z