أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

627

مناقب العارفين ( فارسى )

عظيم مىنموذ و تذلّل مىكرد و ياران بينا چون تعلّق و تعظيم آن حضرت را بذو مىديذند ، بصدق تمام بندگيها مىكردند ؛ روزى فرموذ كه شيخ حسام الدين به اينها نمىشوذ و الدين عند الدراهم چيزى بده و بندگى كن تا در ما توانى راه يافتن ؛ همان لحظه برخاست و بسوى خانه رفته هر چه از اثاث خانه داشت از عقار و عروض و نقود تا ماعون البيت و تجمّل اهل حرم را بيكبارگى بر گرفت و در نظر مولانا شمس الدين نهاذ « 7 » و همچنان مگر « 1 » در ديه فليراس « 2 » باغى داشت كه « 3 » با بوستان فردوس مناظره مىكرد ، فى الحال فروخته « 8 » بهاى آن باغ را در كفش مباركش ريخت و سجدات مىكرد و مىزاريذ و شكرها مىكرد كه « 9 » آن « 4 » چنان پاذشاهى از وى چيزى درخواست كرد ، فرموذ كه آرى حسام الدين ، اوميذ بفضل يزدان و همّت مردان چنان مىدارم كه بعد اليوم به جائى برسى كه مغبوط اولياى كمّل شوى و محبوب « 12 » و محسود اخوان صفا گردى ؛ اگرچه مردان خذا « 13 » به هيچ‌چيزى محتاج و مفتقر نيستند و از كونين منزّه‌اند ، امّا در قدم اوّل امتحان محبوب محبت محبّ را جز به ترك دنيا نيست و پايهء دوّم ترك ما سوى اللّه است و به هيچ نوع مريد مزيد طلب بمراد خوذ راه نيافت الّا به بندگى و ايثار ؛ همانا كه آيت فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى ( 92 / 5 - 6 ) نه توقيع رايت صدّيق اكبر است ؟ و صديقان را صديق صدّيق در خور است « 18 »

--> ( 7 ) نهاذ و ZK : نهاده B ( 1 ) مكر ZK : - B ( 2 ) فليرس BK : فلراس Z ( 3 ) كه Z : - KB ( 8 ) فروخته BK : + و hZ ( 9 ) [ سطر 8 - 9 ] فى الحال . . . مىكرد كه hZBK : - Z ( 4 ) آن hZK : - BK ( 12 ) و محبوب ZK : - B ( 13 ) خذا BK : چندان ( ! ) Z ( 18 ) در خور Z : در خوار BK