أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

616

مناقب العارفين ( فارسى )

آيينهء وجود مبارك خوذ را در نمذى پنهان كرده از نظر بينايان عالم در جلباب « 2 » غيبى و نقاب غيرت الهى متوارى گشته بوذ ؛ چنانك حضرت مولانا درشان بىنشان ايشان فرموذه است و گفته : شعر ( طويل ) لمولاى خدّ مدهش حسن يوسف * و إن كان حسن « 6 » يوسف حير الورى « 7 » طيور الضحى لا تستطيع شعاعه * فكيف طيور اللّيل تطمع أن ترى شعر ( رمل ) اى كه در خوابت نديذه آدم و ذرّيتش * از كه پرسم وصفِ حسنت از همه پرسيذه گير و پيوسته نمذى « 12 » سياه پوشيذى و هرجا كه رفتى در خانى فروذ آمذى ؛ بعد از آنك آن جان عالم گرد جهان گشتى بكرد ، منزل به منزل به خطّهء « 14 » دارالسلام بغداذ رسيذ و نقلست كه خدمت شيخ اوحد الدين كرمانى را رحمة اللّه عليه آن جايگاه دريافت ؛ پرسيذ كه در چيستى ؟ گفت : ماه را در آب « 16 » طشت مىبينم ؛ فرموذ كه اگر در گردن دمبل « 17 » ندارى چرا بر آسمانش نمىبينى ؛ اكنون طبيبى به كف كن تا ترا معالجه كنذ تا در هر چه نظر كنى درو منظور حقيقى را بينى ؛ شيخ به رغبت تمام

--> ( 2 ) جلباب Z : جلبات BK ( 6 ) حسن Z : حسنا BK ( 7 ) الورى BK : + بيت Z ( 12 ) نمذى ZK : نمد B ( 14 ) به خطهء ZB : - K ( 16 ) آب ZK طشت B ( 17 ) دمبل Z : دنبل K دنيل B