أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
584
مناقب العارفين ( فارسى )
سؤال كردند كه حضرت مصطفى صلعم فرموذه است كه من هزار سال در شكم زمين نباشم ، عجبا راستست ؟ گفت : آرى ، راست فرموذ و او « 2 » هميشه راستگو بوذ و امين « 3 / 573 » همچنان منقولست كه در نفس آخرين حضرت مولانا به خدمت چلبى حسام الدين اشارت فرموذ كه مرا « 5 » بالاى لحد نه كه من از همه پيشتر خواهم برخاستن « 6 » « 3 / 574 » همچنان گويند كه حضرت مولانا هنوز صاحب فراش بوذ كه « 8 » هفت شبانروزى زلزلهء زمين شذ و زمين را « 1 » لرز از حدّ گذشت و چندين خانها و ديوار باغات خراب شذ و عالم در هم رفت ؛ همانا كه در لرزهء هفتم ياران فرياذها مىكردند و از حق تعالى استمداد « 10 » مىطلبيذند ؛ فرموذ كه : آرى ، بيچاره زمين لقمهء چرب مىخواهذ ، مىبايذش داذ ؛ بعد از آن اصحاب را وصيّت فرموذن گرفت ؛ و اينست صورت وصيّت : أوصيكم بتقوى اللّه فى السر و العلانية و بقلّة الطعام و قلّة الكلام و هجرة المعاصى و الآثام و مواظبت الصيام ، و دوام القيام و ترك الشهوات على الدوام ، و احتمال الجفاء من جميع الانام و ترك مجالسة السفهاء و العوام ، و مصاحبة الصالحين و الكرام ، فإنّ خير الناس من ينفع الناس و خير الكلام ما قلّ و دلّ
--> ( 3 / 573 - 3 / 574 ) Z 164 آ B 153 ب K 90361 ، II , H ؛ 7 ، II , T ( 2 ) او BK : - Z ( 5 ) مرا BK : ما را Z ( 6 ) برخاستن BK : + الحكاية Z ( 8 ) بود كه BK : بوذ Z ( 1 ) زمين را ZK : زمين B ( 10 ) استمداد hZBK : - Z