أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
84
مناقب العارفين ( فارسى )
روحانيت و ديذار مغيّبات انگشتنماى انبياء و اولياء شذهء ؛ چه تمامت مشايخ پيشين ، و دانشمندان « 2 » و بينشمندان راستين ، درين حيرت بوذند كه به حضرت چون تو پاذشاهى وصول يابند ، و از اصول كيفيّت وصول ، با حصول شوند ؛ و للّه الحمد فى الآخرة و الاولى كه من بندهء ضعيف و نحيف بذين سعادت سرمدى « 5 » ، و دولت ابدى ، « 6 » رسيذم و ديذم ؛ بسم اللّه روان شو و روان جهانيان را بحيات تازه و رحمت بىاندازه مستغرق گردان و مردگان عالم صورت را بمعنى و عشق خوذ زنده كن ؛ و آن بوذ كه حضرت مولانا به طرف قونيه روانه شذ و بتدريس علوم ظاهر مشغول گشته « 9 » ، ابواب مواعظ و نصايح و تذكير را مفتوح گردانيذه دستار خوذ را بر موجب اشارت نبوى كه العمائم تيجان العرب ، دانشمندانه مىپيچيذ و ارسال مىكرد و رداى « 12 » فراخ آستين ، چنانك سنّت علماى راستين بوذ ، مىپوشيذ ؛ بعد از مرور ايّام حضرت سيّد از ممالك ملك بعوالم ملكوت نقل فرموذ ؛ حضرت مولانا بجانب قيصريه رفته « 14 » زيارت « 13 » سيّد را دريافت ؛ چنانك ياذ كرده شذ ؛ بعد از آنك به قونيه بازآمذ ، زمانى نگذشت « 15 » كه دوم بار حضرت سلطان الفقراء مولانا شمس الدين قدّس اللّه سرّه به قونيه رسيذ ، در بيست و ششم جمادى الآخر لسنة « 17 » اثنى « 18 » و اربعين و ستّمائة ( 3 / 10 ) الحكاية : همچنان ابتداى حكايت مولانا شمس الدين تبريزى
--> ( 3 / 10 ) Z 26 ب B 25 ب K 66 86 , I , H ; 98 , I , T ( 2 ) و دانشمندان Z : - KB - - ( 5 ) سرمدى ZB : - K - - ( 6 ) ابدى ZB : ابد K ( 9 ) كشته ZK : شذه B - - ( 12 ) رداى ZK : رواى B - - ( 14 ) رفته BZ : رفت K - - ( 13 ) زيارت ZBK : به زيارت تربهء hK - - ( 15 ) نكذشت Z : بكذشت KB - - ( 17 ) لسنه Z : سنه BK - - ( 18 ) اثنين Z : اثنى BK