أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

82

مناقب العارفين ( فارسى )

( 3 / 9 ) همچنان منقولست كه روزى در ميدان دمشق سير مىكرد ، در ميان خلايق بشخصى بوالعجب مقابل افتاذ ، نمذى « 2 » سياه پوشيذه و كلاهى « 3 » بر سر نهاذه گشت مىكرد ؛ چون به نزديك مولانا رسيذ ، دست مباركش را بوسيذه گفت : صرّاف عالم مرا درياب ؛ و آن حضرت مولانا شمس الدين تبريزى بوذ « 5 » ؛ و تا حضرت مولانا بذو پرداختن گرفت ، در ميان غلبه ناپذيذ شذ ؛ بعد از اندك زمانى حضرت مولانا عزيمت روم فرموذه چون به قيصريه رسيذ ، اكابر علماء و عرفاء برابر رفتند و تعظيم عظيم كرده ، خدمت صاحب اصفهانى مىخواست كه بسراى خوذ برذ ؛ سيّد برهان الدين تمكين نداذ كه سنّت مولاناى بزرگ آنست كه در مدرسه نزول كنند ؛ و چون حضرت مولانا از غلبهء زيارت مردم خلوت شذ ، بطريق يارى حضرت سيّد فرموذ كه و للّه الحمد و المنّه كه در جميع علوم ظاهر صذ هزار « 12 » همچون پذرى ؛ مىخواهم كه زمانى هم در علوم باطن خوضى كنى تا درر غرر علوم لدنّى را بظهور رسانى ؛ و مرا ارادتست كه « 13 » پيش من خلوتى برآرى ؛ همانا كه اشارت سيّد را بصدق تمام تلقّى نموذه ، سيّد فرموذ كه هفت روزهء بگير ؛ مولانا گفت : قوى اندكست ، تا چهل روزه « 16 » باشذ ؛ سيّد خلوتى راست كرده « 17 » ، مولانا را به خلوت نشانده ، در حجره را به گل برآورد ؛ گويند غير از ابريقى آب و چند قرص جوين هيچ نبوذ ؛ بعد از آنك چهل روز بگذشت ، سيّد در خلوت را بگشاذ ؛ چون درآمذ ، ديذ كه حضرت مولانا بحضور تمام در كنج تفكّر سر . . . . . . . . . .

--> ( 3 / 9 ) Z 25 ب B 24 ب K 64 66 , I , H ; 68 , I , T ( 2 ) افتاذ نمدى B : افتاذندى ZK - - ( 3 ) و كلاهى BK : و كلاح Z - - ( 5 ) بوذ B : بوذه ZK - - ( 12 ) هزار Z : - BK - - ( 13 ) كه ZB : - K - - ( 16 ) روزه ZK : روز B - - ( 17 ) كرده ZK : كرد B