أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

71

مناقب العارفين ( فارسى )

( 2 / 21 ) همچنان « 1 » حضرت سلطان ولد فرموذ كه سيّد برهان الدين در عنفوان جوانى چهل روز تمام ملازم صحبت مولاناى بزرگ بوذه ؛ هرچه حاصل كرد از ولايت و كشوف در ان چهل روز بوذه است ( 2 / 22 ) الحكاية : همچنان در نقل است كه چون حضرت سيّد وفات بهاء الدين ولد را شنيذ يك سال تمام بر سر خاكستر اندوه به ماتم نشست و در فراق او مىسوخت ؛ همانا كه شبى شيخ را در خواب ديذ كه از سر حدّت « 7 » بر وى نظر « 8 » مىكرد و مىگفت كه برهان « 9 » الدين چه گونه است كه گرد خذاوندگار ما نمىگردى و او را تنها گذاشته ؟ و اين طريقهء لالائى و اتابكى نيست و اين تقصيرى را چه جواب خواهى داذن ؟ از هيبت آن حال بيذار گشته باستعجال تمام عزيمت روم نموذ به حضرت مولانا وصول يافته بانواع خدمات مشغول گشت ( 2 / 23 ) نقلست از خدمت « 12 » صاحب اصفهانى كه روزى از بندگى سيّد استدعا كردند تا جامه‌هاى مباركش بشويند ؛ قطعا ممكن نشذ ، و قرب « 13 » دوازده سال بوذ كه « 14 » ناشسته بوذ ؛ فرموذ كه اگر باز چركين « 15 » شوذ چه كنم ؟ گفت : باز بشويند ؛ فرموذ : پس ما بعالم جهت جامه‌شوئى آمذه باشيم ؟ اين‌چنين فضولى ديگر مكن و مرا مرنجان ؛ همانا كه جان‌شوئى از جامه‌شوئى بهترست

--> ( 2 / 21 - 23 ) Z 22 آ - ب B 22 آ K 55 75 , I , H ; 37 , I , T ( 1 ) همچنان ZK : - B - - ( 7 ) حدت ZK : حيرت B - - ( 8 ) نظر ZK : نظرى B - - ( 9 ) كه برهان ZK : برهان B - - ( 12 ) خدمت ZB : - K - - ( 13 ) قرب ZB : قريب K - - ( 14 ) كه نا ZK : نا B - - ( 15 ) چيركين ZK : چيركينى B