أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
54
مناقب العارفين ( فارسى )
فرموذه اشارت كرده است كه قبر من و از آن فرزندان و اعقاب و احفاد من همين جاى خواهذ بوذن « 1 » ( 1 / 58 ) همچنان وقتى كه سلطان علاء الدين رحمه اللّه « 3 » باروى شهر را باتمام رسانيذ ، به حضرت بهاء ولد لا بها كرده التماس نموذه است كه يكبار گرد بارو برآمذه تفرّج فرمايذ ؛ حضرت مولانا فرموذه باشذ كه از دفع سيل و منع خيل نيكوبنياذى نهاذى و قلعهء حصين ساختى ؛ امّا تير دعاهاى « 9 » مظلومان را چه توانى كردن كه از صذ هزار برج و بدن مىگذرذ و عالم را « 8 » خراب مىكنذ ؛ اللّه اللّه جهدى بنما و جهادى كن تا قلعهء احسان و عدل برآورى و لشكر دعاهاى خير حاصل كنى كه از هزاران حصار حصين آنت بهترست ؛ وا من عالم و امان خلق در آنست ؛ بصدق تمام اشارت آن حضرت را آلت و عدّت خوذ ساخته تا وقت ممات در نشر عدل و حسنات كوشيذه برخوردارى يافت شعر ( منسرح ) قارون هلاك شذ كه چهل خانه گنج داشت * نوشين روان نمرد كه نامِ نيكو گذاشت « 14 » . . . . . . . . . .
--> ( 1 / 58 - 59 ) Z 17 ب B 17 آ 24 , I , H ; 45 , I , T ( 3 ) رحمه اللّه ZK : رحمة B - - ( 9 ) دعاهاى ZK : دعايى B - - ( 8 ) عالم را ZK : عالمى را B . ( 14 ) قارون . . . گذاشت : گلستان سعدى ، ص 41 ( 1 ) ( 1 / 57 ) افلاكى درين روايت اشتباه كرده است ؛ زيرا كه باروى شهر قونيه قبل از وارد شدن بهاء ولد به شهر مذكور ساخته شده است ( ر . ك . به همين كتاب ، ص 29 ، نوط 3