أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
34
مناقب العارفين ( فارسى )
( 1 / 27 ) و گويند سبب مريد شذن حضرت سيّد « 1 » برهان الدين محقق ترمدى رضى اللّه عنه همان خواب بوذه است كه علماى بلخ در خواب ديذند كه « 3 » مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم اشارت فرموذ كه همگان او را سلطان علماء گويند و او را بهتر و مهتر خوذ « 4 » دانند ( 1 / 28 ) الحكاية : مگر روزى در درس عام ، در اثناى بحث كلام ، جمال الدين حصيرى جدل و عسيرى مىنموذ ؛ حضرت بهاء ولد عصا را بركشيذه بر وى حمله كرد كه اى مردك صحفى العصا لمن عصى ؛ شتّان بين الدرّ و الحصى ؛ چه اگر ازين صحف كه مىنازى و بذان قوّت هر سوى « 8 » مىتازى هيچ نمانذ و بكلّى منعدم و مندرس شوذ و در ممالك دنياء مدرسهء و مسندى نمانذ ، چه خواهى كردن و از صفحهء « 10 » كذام صحف درس خواهى گفتن و سبق خواهى خواندن ؟ جهدى مىكن كه از لطيفهء صحيفهء دل صفحهء « 12 » از بركنى ؛ تا ابدالآباد آن معنى مونس جان تو باشذ « 13 » و از ياذ تو به هيچ وقتى نروذ ، و آن علم عشق است كه ترا بعد از مرگ دستگير شوذ ؛ چنانك فرموذهاند شعر ( رمل ) اى فقيه از بهر اللّه علم عشقآموز تو * زانك بعد از مرگ حِلّ و حرمت ايجاب كو ( 1 / 29 ) منقولست كه روزى حضرت خذاوندگار قدّسنا اللّه بنور الاحرار ، در مجمع ياران ابرار تقرير عظمت پذرش مىفرموذ كه حضرت
--> ( 1 / 27 - 29 ) Z 11 ب B 11 ب K 28 72 - 62 , I , H ; 23 - 13 , I , T ( 1 ) سيد ZK : - B - - ( 3 ) ديدند كه ZK : + حضرت B - - ( 4 ) خود ZK : - B - - ( 8 ) سوى ZK : سو B - - ( 10 ) صفحه KZ : صحفه B - - ( 12 ) صفحه ZK : صحفه B - - ( 13 ) باشذ B : شود KZ