أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
18
مناقب العارفين ( فارسى )
ائمّه را مدرسه مناسبترست ؛ در مدرسهء مستنصريه « 1 » نزول كردند و شيخ بنفسه ساق موزهء ايشان را كشيذه از قياس بيرون خلقها كرد ؛ بهاء ولد فرموذ كه ما مىخواستيم كه اين جايگاه لنگر اندازيم و نيّت اقامت كنيم ؛ امّا به خدمت شيخ ايثار كرده به زيارت بيت اللّه الحرام احرام بسته شذ ؛ إن شاء اللّه وحده العزيز گويند همان ساعت خليفه سه هزار دينار مصرى در طبق زرّين نهاذه بانواع نزلها حقّ القدومى ارسال كرد ؛ حضرت بهاء ولد آن را قبول نكرد كه مال او حرام و مشكوك است و كسى كه مدمن مدام باشذ و استماع آواز اوتار اغانى و مزمار كنذ ، روى او را نشايذ ديذن و در مقام او نشايذ مقيم شذن همانا كه چون اين خبر بسمع خليفه رسيذ بهغايت منغّص و ملول شذ ؛ و گويند كه مثل او ظالم و غاشم و بىباك هرگز در ميان خلفاى پاك نبوذ ؛ شيخ را پيش خويش خواند كه البتّه مىبايذ كه « 11 » من روى اين مرد را ببينم « 12 » ؛ شيخ گفت : اى خليفهء روى زمين اصلا بملاقات ديذار شما رضا نمىدهذ و من در ما بين هيبت ولايت آن بزرگ و سياست حضرت خليفه متحيّر ماندهام ؛ خليفه فرموذ كه ناچار تدبيرى بايذ كردن تا مگر روى مبارك او را توانم ديذن ؛ شيخ گفت : مگر كه « 15 » روز جمعه در مسجد توانيم ديذن ؛ شيخ برخاست و به خدمت سلطان العلماء آمذه التماس تذكير نموذ كه كافّهء اهالىء بغداذ از سر اخلاص و نياز عاشقانه مشتاق و تشنهء مجلس شماست « 18 » بر موجب وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ( 51 / 55 ) . . . . . . . . . .
--> ( 11 ) بايذ كه ZK : بايد B - - ( 12 ) ببينم ZK : بينم B - - ( 15 ) كه ZK : - B - - ( 18 ) شماست ZK : شمايند B ( 1 ) مدرسهء مستنصريه : مدرسه مستنصريه را مستنصر باللّه در سال 630 ساخته است بنابراين سخنهاى افلاكى راجع به اين مطلب درست نيست ( ر . ك : T , I ديباجه ، ص 45 ؛ II ، I ، ص 12 ، حواشى 1 )