سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 87
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
باندك التفاتى زنده دارد آفرينش را * اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها چنانچه سوزندگى را از آتش نمروديان گرفت و آتشكده را براى حضرت ابراهيم عليه السّلام گلستان نمود . و نيز قادر است همچنانكه موجودات را بوسيله اسباب ايجاد ميفرمايد بدون اسباب هم موجود نمايد مثل اينكه حضرت آدم عليه السّلام را بدون پدر و مادر و حضرت عيسى عليه السّلام را بدون پدر بيافريد . و براى توحيد افعالى در علم اخلاق چهار مرتبه ذكر كردهاند : قشر القشر ، قشر ، لب و لب اللب و بيانش اين ستكه معرفت بتوحيد افعالى را تشبيه كردهاند ببادام و گردو كه داراى پوست سبزى است كه آن را قشر - القشر ( پوست پوست ) گويند و پوست سختى دارد كه قشرش خوانند و داراى مغزيست كه آن را لب و مغز آن روغنى دارد كه آن را لب اللب ( مغز مغز ) نامند . مرتبه اول - ( قشر القشر ) توحيد منافقين است كه به زبان اقرار بتوحيد افعالى دارند و كارها را مستند به حق ميدانند ولى بدل معتقد نيستند . مرتبه دوم - ( قشر ) توحيد عوام است كه به زبان اقرار و بدل اعتقاد دارند لكن اين عقيده در قلب آنها رسوخ ننموده و دل آنها بنور توحيد روشن نشده و تمام نظرشان باسباب و وسائط است لذا وقتى اسباب ظاهرى باشد قلبشان آرام ولى باندك تغيير و پيشآمدى مضطرب و منقلب ميشوند . مرتبه سوم - ( لب ) توحيد خواص است كه معتقدند مؤثّرى در عالم وجود جز ذات واجب الوجود نيست و بطور كلى نظر باسباب ندارند و بود و نبود آنها در نظرشان يكسان است و اسباب را وسيله نظام كون و مقهور اراده حقتعالى ميدانند و او را مسبب الاسباب و مؤثر در عالم ميشناسند و خوف و رجاء و توكل در اين مرتبه حاصل مىشود .