سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 81

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

آن محال است و همين‌كه يكى از آنها داراى مرجح شد آن ديگرى ناقص و فاقد رجحان خواهد بود و نقص بر واجب الوجود روا نيست . و هرگاه وجود هر يك به تنهائى كافى نباشد بلكه باعانت يكديگر در ممكنات تأثير نموده باشند عجز هر دو لازم آيد و عجز بر واجب الوجود روا نباشد . دليل سوم بر وحدت واجب الوجود ، نظام عالم وجود است : و بيانش اين ستكه اگر انسان بدقت در موجودات عالم نظر كند مشاهده مىنمايد كه نظم و نسق خاصى در ميان آنها برقرار و با كمال تباين و تضادى كه بين انواع موجودات مشهود و اختلافى كه در طرز خلقت آنها موجود است همه مانند اعضاء يك بدن بهم مربوط و داراى هدف واحد و متوجه بيك مقصودند . و در بين تمام موجودات از كرات جوّى گرفته تا مخلوقات ارضى قانون واحدى حكمفرما است كه تمام تغييرات و تبديلات و تجزيه و تركيب آنها تابع آن قانون - يعنى - قوه جذب و دفع و الفت و تنافر طبيعى مىباشد . و پيداست كه اين نظام واحد و ترتيب خاص جز بوحدت صانع صورت نمىپذيرد چنانچه خداوند در قرآن مجيد ميفرمايد : وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ « 1 » . ( اگر با خداى يكتاى خداى ديگرى بود هرآينه هر خدائى با مخلوق خود به طرفى رفته بود و هر يك بر ديگرى برترى و تعالى ميجست و به اين جهت نظام عالم مختل و عالم مضمحل ميگشت ) . مخالف توحيد ذاتى كيست ؟ ابن كمونه يكى از شاگردان افلاطون در توحيد ذاتى مخالفت كرده لكن نه اينكه به دو واجب الوجود قائل شده باشد بلكه مدّعى شده كه ممكن است دو واجب الوجود فرض نمود و منكر امتناع آن شده است . ميگويد چه مانعى دارد دو واجب الوجود كه به تمام ذات مخالف يكديگر

--> ( 1 ) سوره مؤمنون آيه 93 .