سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 53
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
داناى بهر چيزى باشد - يعنى - عقل تجويز مىكند كه خداوند هر چيزى را بداند ، بنابراين بايد علمش به همه چيز تعلق گيرد زيرا صفات كماليه حق تعالى عين ذات اوست و اگر اتصاف ذات بصفتى صحيح باشد ولى فاقد آن باشد در تحصيل آن احتياج به غير خود پيدا كند و احتياج نقص است و بر واجب الوجود روا نيست . و جماعتى از حكماى قديم گفتهاند كه علم خداوند بجزئيات تعلق نگيرد براى اينكه جزئيات در تغيير و زوال است و لازمه تغيير معلوم تغيير علم و تغيير علم نيز مستلزم حدوث حالى بعد از حال ديگر است ، بنابراين خداوند محل حوادث واقع شود و چون خداوند محل حوادث نيست علم او بجزئيات تعلق نميگيرد . و فاضل مقداد ( ره ) جواب داده است باينكه علم را بمعلوم تعلقى است اعتبارى و آنچه بواسطه تغيير معلوم متغيّر مىشود آن تعلق اعتبارى است نه علم ذاتى . و تحقيق در جواب اين ستكه علم مثل قدرت از صفات ذات اضافه است و دو طرف لازم دارد يعنى عالم و معلوم ميخواهد چنانچه قدرت قادر و مقدور ميخواهد ولى همينطور كه وجود قدرت در خارج بر وجود مقدور توقف ندارد بلكه محال است توقف داشته باشد ، زيرا اگر مقدور در خارج موجود باشد تأثير قدرت در آن معنى ندارد چون تحصيل حاصل لازم آيد و اين محال است همين نحو وجود علم بر وجود معلوم توقف ندارد چون ايجاد معلوم از روى علم مىشود پس بايد علم پيش از معلوم وجود داشته باشد مخصوصا درباره واجب الوجود كه علمش عين ذات او است نه صورت حاصله در نفس ، بنابراين تغيير معلوم موجب تغيير علم نميشود و همينطور كه علم قبل از وجود معلوم وجود داشته در حال وجود معلوم و پس از انعدام او نيز موجود است و تغييرى در او پيدا نميشود و اين معنى را ما در خود نيز مشاهده ميكنيم ، مثل اينكه الان علم داريم كه فردا خورشيد طلوع مىكند چنان كه اكنون طالع است و ديروز طالع بود و اين تغييرات باعث تغيير علم ما نميشود .