سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 29
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
بنابراين موجودات عالم وجود منحصر به حالت دوم ( يعنى موجودات حادثى كه موجود قديمى با آنها باشد ) خواهد بود و مطلوب همين است « 1 » . بيان دوم اينكه مراد از حادث كه در طريق استدلال متكلمين است « 2 » حادث بالذات است يعنى موجودى كه مسبوق بسبب و علت باشد كه مساوق و مرادف با ممكن است و مراد از قديم ، قديم بالذات است - يعنى - وجودى كه مسبوق به غير نباشد كه مساوق و مرادف با واجب و منحصر به او است بنابراين ، اين طريق عين طريق حكماء و بيانش همان طريق اول است . طريق سوم : اين طريق را طريق اثر و مؤثر نامند و بيانش اين است كه بديهى است هر اثرى محتاج بمؤثر و هر فعلى نيازمند بفاعل و هر مصنوعى ناگزير از صانع است و محال است كه اثرى بدون مؤثر و يا فعلى بدون فاعل و يا مصنوعى بدون صانع پيدا شود چنان كه اگر جاى پائى در جاده مشاهده گردد عقل حكم مىكند كه راهروى از آنجا عبور نموده و يا اگر ساختمانى ديده شود عقل حكم كند كه سازندهء آن را ساخته است ، همچنين اگر انسان در آفرينش آسمان و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و حركات و اوضاع و احوال آنها بدقت نظر كند و نيز در خلقت خود و ساير موجودات از حيوانات و نباتات و جمادات و غيره تفكر و تأمل نمايد آثار علم و قدرت و حكمت و صنعى را مشاهده مىكند كه مسلما از خود آنها نبوده و از تحت اختيارشان بيرون است لذا عقل حكم مىكند كه بايد آنها مقهور اراده مدبر حكيمى باشند كه اين صنايع عجيبه و بدايع غريبه آثار وجود او است و صرف
--> ( 1 ) اين تقرير مورد پسند حكماء نيست براى اينكه اين تقرير فقط موجود قديمى را اثبات مىكند و آنها قديم را منحصر بواجب الوجود نميدانند بلكه عقول و نفوس را هم قديم ميدانند و ميگويند « آنها هميشه بودهاند چون معلول حقند و انفكاك معلول از علت محال است » ولى در بحث قدرت بيايد كه هر ممكنى حادث و مسبوق بعدم است اگر چه اسم زمان بر وى نتوان گزارد چون خود زمان هم ممكن و مسبوق بعدم است لذا اين تقرير نيز تمام است . ( 2 ) استدلال آنها اين ستكه عالم حادث است و هر حادثى محتاج بمحدث است پس اگر محدث آن حادث باشد بدور يا تسلسل منتهى شود لذا بايد قديم و بىنياز از سبب باشد .