سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 28
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
غير از خود است و غير وجود جز عدم و ماهيت چيزى نيست و هيچ كدام از آنها نميتوانند مؤثر باشند اما عدم براى اينكه او نيست تا بتواند هستى دهد . ذات نايافته از هستىبخش * كى تواند كه شود هستىبخش و اما ماهيت به جهت اينكه او نيز امرى است عدمى و خود محتاج باقاضه وجود است تا موجود گردد پس چگونه ميتواند مؤثر واقع شود . خشك ابرى كه بود ز آب تهى * نايد از وى صفت آب دهى بنابراين وراء وجود چيزى نيست كه در وجود تأثير كند پس نفس وجود نميتواند ممكن و محتاج بمؤثر باشد و همينكه ممكن نشد واجب خواهد بود و مطلوب ما كه وجود واجب الوجود است ثابت خواهد شد و فرق اين تقرير با تقرير اول اين ستكه در اين تقرير پاى دور و تسلسل در ميان نيست . طريق دوم : اين طريق را كه طريق حدوث و قدم نامند نيز به دو بيان ميتوان تقرير كرد . بيان اول آنكه واضح است كه جميع موجودات عالم وجود قديم نيستند به اين معنى كه مسبوق بعدم نباشند ، براى اينكه بحس و وجدان مشاهده مىشود كه هر زمانى حوادثى در عالم پديد مىآيد و چه بسا چيزهائى كه نبوده و پيدا ميشوند و چه بسيار موجوداتى كه از نيستى بدائره هستى قدم ميگذارند ، بنابراين موجودات عالم وجود از دو حال خارج نيستند ، يا تماما حادث و مسبوق بعدمند و يا موجود قديمى كه مسبوق بعدم نباشد نيز يافت مىشود . حالت اول كه همه حادث و مسبوق بعدم باشند و موجود قديمى كه سلسله حوادث به او منتهى گردد وجود نداشته باشد محال است براى اينكه شيئى معدوم به خودى خود نميتواند موجود شود پس ناچار محتاج بمحدث و موجد است و محدث او نميشود حادث باشد زيرا در اين صورت منتهى بدور يا تسلسل خواهد شد ( ببيانى كه در تقرير اول از طريق اول ذكر شد ) لذا بايد محدث او قديم بوده و مسبوق بعدم نباشد .