سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 126

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

نفس مىباشد ، زيرا افاضه فيض در محل غير قابل از جانب حكيم قبيح است ، و پيداست كه استعداد و قابليت بدون تحصيل علل و موجبات آن موجود نشود و استكمال نفس بدون ارشاد و هدايت و راهنمائى بطرق آن صورت نگيرد و بعلل استعداد و طرق استكمال كسى جز پروردگار عالميان واقف نباشد . بنابراين بر حقتعالى لازم است كه جعل تكليف نمايد و رياضات نفسانيه و عبادات بدنيه و غير ذلك از تكاليف كه موجب استكمال و حصول استعداد است وضع فرمايد و راه سعادت و شقاوت را ببندگان نشان دهد و الا نقض غرض و صدور كار لغو و عبث در اصل خلقت بشر لازم آيد و اينها خلاف عدل است . و اشاعره منكر حسن تكليف و لزوم آن شده و گفته‌اند جهت حسن تكليف يا حصول عقاب است و اين درست نباشد ، زيرا جعل تكليف تنها به جهت عقاب قبيح است . و يا حصول ثواب است اينهم درست نيايد ، براى اينكه اولا - كفارى كه به حال كفر ميميرند با اينكه مكلفند اصلا ثوابى ندارند . و ثانيا - حصول ثواب بدون تكليف هم مقدور حقتعالى است و احتياجى بجعل تكليف نيست . و جواب آنها اينست كه جهت حسن تكليف علاوه بر فوائدى كه در دنيا بر آن مترتب است ( چنانچه گذشت ) تعريض بر ثواب است به اين معنى كه اگر مكلف بخواهد درك ثواب كند بتواند و اين معنى نسبت بمؤمن و كافر يكسان است ( إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ) . و نفس ثواب هم قابليت ميخواهد ، زيرا مشتمل بر تعظيم بوده و تعظيم كسى كه مستحق و قابل تعظيم نباشد قبيح است ، زيرا عطاء به غير قابل ، صرف در غير محل است و اين خلاف عدل مىباشد چنانچه گفته‌اند « المعروف به قدر المعرفة » ( عطا و بخشش به اندازه معرفت و قابليت است ) . بنابراين ثواب بدون قابليت صورت نپذيرد و قابليت هم بدون تكليف