العلامة المجلسي
46
حق اليقين ( فارسى )
ميدانست و بقدرت الهى كارهائى كه ديگران از آن عاجز بودند ميتوانست اما براى مصلحت خود نمينوشت و وحى را ديگران مىنوشتند و غالب اوقات ديگران را امر به خواندن نامهها ميفرمود و از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نامه را ميخواند و نمينوشت و بسند معتبر منقولست كه شخصى از امام محمد تقى عليه السّلام پرسيد كه چرا حضرت رسول را امى ناميدند آن جناب فرمود كه سنيان چه ميگويند عرض كرد ميگويند كه نميتوانست چيزى نوشت فرمود كه دروغ ميگويند لعنت خدا بر ايشان باد و اللَّه كه آن حضرت ميخواند و مىنوشت به هفتاد و سه زبان بلكه او را خدا مىناميد براى آنكه از اهل مكه است و يك نام مكه ام القرى است . دويم - آن حضرت را خصايص بسيار بود كه ديگران در آنها با آن حضرت شريك نبودند ( خاصهء اول ) آنكه نماز شب و نماز وتر بر آن حضرت واجب بود ( خاصه دويم ) قربانى بر آن حضرت واجب بود ( خاصه سيم ) بعضى گفتهاند كه مسواك بر آن حضرت واجب بود ( خاصه چهارم ) مشورت كردن با اصحاب بعضى گفتهاند بر آن حضرت واجب است ( خاصه پنجم ) هر بدى كه ميديد بايست البته انكار كند ( خاصه ششم ) مخير گردانيدن زنان كه در كتاب طلاق مذكور است ( خاصه هفتم ) حرام بودن زكات واجب بر او و ذريهء او و در حرمت زكات سنت و تصدقات سنت خلاف است ( خاصه هشتم ) واجب بودن اداء دين كسى كه بميرد و فقير باشد ( خاصه نهم ) آنكه گفتهاند آن حضرت سير و پياز ميل نميفرمودند و بعضى گفتهاند حرام بود بر او ( خاصه دهم ) آنكه بر پهلو تكيه كرده طعام ميل نمىفرمود و بعضى گفتهاند كه حرام بود بر آن حضرت ( خاصه يازدهم ) بعضى گفتهاند خط نوشتن و شعر گفتن بر آن حضرت حرام بود ثابت نيست ( خاصه دوازدهم ) وصال در روزه براى آن حضرت جايز بود و بر ديگران حرام بوده است و وصال آنست كه دو روز روزه بگيرد و در ميان افطار نكند يا افطار را تا سحر تأخير نمايد با قصد ( خاصه سيزدهم ) بر آن حضرت زياده از چهار زن به عقد دائم جايز بود و بر ديگران حرام است