العلامة المجلسي
37
حق اليقين ( فارسى )
( معجزهء چهارم ) آنكه هر كه با آن حضرت راه ميرفت هر چند او بلندتر بود حضرت يك سر و گردن از او بلندتر مىنمود ( معجزهء پنجم ) آنكه ابر پيوسته در آفتاب سايه بر سرش مىافكند و با او حركت مىكرد ( معجزهء ششم ) آنكه مرغى از بالاى سر مباركش پرواز نميكرد و جانورى مانند مگس و پشه و غير اينها بر آن حضرت نمىنشست ( معجزهء هفتم ) آنكه از عقب ميديد چنانچه از پيش رو ميديد ( معجزهء هشتم ) آنكه خواب و بيدارى او يكسان بود و خواب قواى او را از ادراك معطل نمىكرد و سخن ملائكه را مىشنيد و ديگران نمىشنيدند و ملائكه را ميديد و ديگران نمىديدند و هر چه در خاطرها ميگذشت ميدانست ( معجزهء نهم ) آنكه هرگز بوى بد به مشام آن حضرت نرسيده ( معجزهء دهم ) آنكه آب دهان بهر چاهى كه مىافكند در آن بركت بهم ميرسيد و پرآب ميشد و بهر صاحب دردى كه ميماليد شفا مىيافت و دست مبارك او بهر طعامى كه ميرسيد با بركت ميشد و از طعام قليل جماعت كثير را سير مىكرد چنانچه از بزغاله و يك صالح جو جابر هفتصد نفر را سير كرد ( معجزهء يازدهم ) آنكه جميع لغتها را ميفهميد و بجميع لغتها سخن مىگفت ( معجزهء دوازدهم ) آنكه در محاسن شريفش هفده موى سفيد بهمرسيده بود كه مانند آفتاب ميدرخشيد ( معجزهء سيزدهم ) مهر نبوت بر پشت مباركش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زيادتى مىكرد ( معجزهء چهاردهم ) آنكه آب از ميان انگشتان مباركش جارى شد بقدرى كه جماعت كثير سيراب شدند ( معجزهء پانزدهم ) آنكه باشارهء انگشت ماه را بدونيم كرد ( معجزهء شانزدهم ) آنكه سنگريزه در دستش تسبيح ميگفت و مردم مىشنيدند ( معجزهء هفدهم ) آنكه ختنه كرده و ناف بريده و پاك از آلايش خون و غيره متولد شد و در وقت ولادت از پا به زير آمد نه از سر و چون به زمين آمد بوئى بهتر از بوى مشك از اولايح و فايح گرديد و جهان را معطر كرد - پس روى به كعبه به سجده افتاد چون سر از سجده برداشت دست بسوى آسمان بلند كرد و اقرار نمود بوحدانيت خدا و برسالت خود پس نورى از او ساطع گرديد كه