العلامة المجلسي

29

حق اليقين ( فارسى )

باب چهارم در مباحث نبوتست و در آن چند مبحث است [ مقصد ] اول آنكه اماميه را اعتقاد آنست كه بعثت پيغمبران بر حقتعالى واجبست عقلا زيرا كه لطف بر خدا واجبست باجماع شيعه و نصوص متواتره وارد است بر آنكه جميع انبياء از اول عمر تا آخر عمر معصومند از گناهان صغيره و كبيره عمدا و سهوا و در اين باب ادلهء عقليه و نقليه قائم است و سهو و نسيان بر ايشان در تبليغ رسالت و وحى البته جايز نيست و الا بر قول ايشان اعتماد نتوان كرد و اما در غير از امور عاديه و عبادات باز مشهور ميان علماى اماميه آنست كه جايز نيست و بعضى دعوى اجماع بر اين كرده‌اند و اين بابويه و بعضى از محدثين گفته‌اند كه سهو شيطانى بر ايشان جايز نيست اما جايز است كه حقتعالى ايشان را بر سهو بدارد از براى مصلحتى چنانچه حضرت رسول در نماز عصر يا ظهر سهو كرد و در تشهد اول سلام گفت چون بخاطر آن حضرت آوردند برخاست و دو ركعت ديگر كرد گفته‌اند براى شفقت بر امت چنين كرد كه اگر كسى بر نماز سهو كند مردم او را سرزنش نكنند و ديگر آنكه در ايشان گمان خدائى نكنند و ديگر اكثر علما آن سهو را واقع نميدانند و احاديثى كه در اين باب واقع شده حمل بر تقيه كرده‌اند بايد دانست كه معصوم بر ترك گناه مجبور نيست و ليكن حقتعالى لطفى چند نسبت به او مىكند كه او به اختيار خود ترك معصيت كند بسبب قوهء عقل و فطانت و ذكاء و كمال اهتمام در طاعت حقتعالى و تصفيه باطن از اخلاق ذميمه و تحليهء آن باخلاق حسنه بمرتبهء رسد كه محبت جناب اقدس الهى در دل او مستقر گردد و از قيد شهوات نفسانى و خيالات جسمانى رهائى يابد و پيوسته مشغول مطالعهء جمال حق باشد و جلال و عظمت الهى بر دل او جلوه كند پس بسبب كمال معرفت پيوسته خود را منظور نظر پروردگار خود گرداند و غير آنچه رضاى محبوب او در آن است برگرد خاطرش نگردد و اگر نادرا خيال معصيتى در خاطر درآيد ملاحظهء جلال الهى نگذارد