العلامة المجلسي

19

حق اليقين ( فارسى )

باب دويم در بيان صفاتيست كه از حقتعالى نفى بايد كرد و در آن چند مبحث است مبحث اول آنست كه او يگانه است و شريكى ندارد نه در خداوندى و نه در خلق اشياء چنانچه مجوس بيزدان و اهرمن و نور و ظلمت قائل شده‌اند و نه در استحقاق عبادت و پرستيدن چنان كه كفار مكه بتها را شريك كرده بودند با خدا و پرستيدن و سجده كردن و اين مطلب باخبار جميع انبياء و ضرورت جميع اديان حقه ثابت شده است و ببديههء عقل معلوم است كه نظام عالم وجود و انتظام احوال آن بدون وحدت الهى ميسر نميشود هرگاه تعدد دو كدخدا در خانه‌اى و دو حاكم در شهرى و دو پادشاه در مملكتى باعث اختلال اوضاع آنها گردد چون تواند بود كه احوال آسمانها و زمين و كارخانهء ايجاد به اين وسعت به دو إله منتظم تواند شد بلكه باندك تأملى معلوم مىشود كه جميع عالم باعتبار ارتباط ان باجزاء يكديگر بمنزلهء يك شخص است و همچنانكه عقل تجويز نميكند كه دو نفس متعلق بيك بدن باشد تجويز نميكند كه دو إله مدبر عالم باشد - محقق دوانى گفته است كه اگر كسى ديدهء تبصر و اعتبار بگشايد و گرد سر و پاى عالم برآيد از مفتتح آنكه عالم روحانات است تا آنكه منتهاى عالم جسمانياتست همه را يك سلسلهء مشبك منتظم بيند بعضى در بعضى فرو رفته و هر يك بتالى خود مرتبط چنانچه پندارى يك خانه است و بر اصحاب بصيرة نافذه مخفى نيست كه مثل اين ارتباط و التيام جز بوحدت صانع صورت انتظام نپذيرد چنانچه از ملاحظهء صناع متعدده متبصر تيزهوش را اين معنى منكشف گردد كه با وجود آنكه بحقيقت موجد همه يكى است چه نزد محققان اهل دانش و بينش مقرر است كه مؤثر حقيقى در همهء اشيا جز واحد احد نيست بواسطهء آنكه مصور صور مختلف است بسى منافرت و مناكرت ميان مصنوعات ايشان ظاهر ميگردد و از ملاحظهء اين معنى و اخوات آن متفطن