العلامة المجلسي
17
حق اليقين ( فارسى )
فصل هشتم آنكه حقتعالى متكلمست يعنى ايجاد حروف و اصوات مينمايد در جسم بىآنكه او را عضوى و دهانى و زبانى بوده باشد چنانچه بقدرت كامله ايجاد سخن در درخت كرد و حضرت موسى عليه السّلام شنيد و ايجاد كلام در آسمان مىكند و ملائكه ميشنوند و وحى مىآورند يا ايجاد نقوش مىكند در الواح آسمان و ملائكه ميخوانند و وحى مىآورند و ايجاد آنها در قلوب ملائكه و انبياء و اوصياء مينمايد و تكلم از صفات ذات الهى نيست كه قديم باشد بلكه از صفات فعل است و حادث است زيرا كه آنچه كمال حقتعالى است علم به آن معانى و حروف است و قدرت بر ايجاد حروف و اصوات در هر چه خواهد دارد و اين دو صفت قديمند و عين ذاتند و اين صفات را جدا ذكر كردهاند براى آنكه بناى بعثت انبيا و تكاليف حقتعالى و انزال كتب و وحيهاى الهى بر اينست و كلامهاى خدا كه در قرآن مجيد و ساير كتب آسمانيست همه حادث است و علم حقتعالى به آنها قديمست و اين غير كلام است و كلام نفسى كه اشاعره قائلند باطلست فصل نهم بايد دانست كه حقتعالى صادقست و كذب و دروغ مطلقا بر او روا نيست زيرا كه عقل حكم مىكند كه كذب قبيح است و او از قبايح منزه است و دروغ مصلحتآميز كه بر ما رواست باعتبار ارتكاب اقل قبيحى است و اين از عجز ما است كه قادر نيستيم كه مفسدهء كلام راست را دفع كنيم و خدا بعجز موصوف نميشود و ايضا اجماع مليين و ارباب عقول منعقد است بر آنكه حقتعالى صادق است در جميع افعال و اقوال و احوال و كتب الهيه مشحونست به آن و از جملهء ضروريات دين است . فصل دهم آنكه صفات كماليهء الهى عين ذات مقدس او است به اين معنى كه او را صفت موجودى نيست كه قائم بذات مقدس او باشد بلكه ذات او قائم مقام جميع صفات است چنانچه در ما ذاتى هست و صفت قدرت موجوديست كه عارض آن ذات شده است و در حقتعالى ذات مقدس او قائممقام جميع صفاتست و همچنين در ساير صفات كماليه ذات مقام همه است و به غير ذات مقدس بسيط مطلق چيزى نيست زيرا كه اگر صفتى زايد