العلامة المجلسي
11
حق اليقين ( فارسى )
باب اوّل در اقرار بوجود حقتعالى و صفات كماليهء اوست و در آن چند فصل است فصل اوّل در اقرار بوجود صانع عالم است و آن از همه چيز هويداتر است زيرا كه هر كه نظر مىكند در خلق آسمان و زمين و آفتاب و ماه و ستارهها و بادها و ابرها و بارانها و درياها و كوهها و حيوانات و خلقت بدن و روح خود و غرائب صنع كه در هر يك از اينها به كار برده بيقين ميداند كه اينها خود بىصانعى بهم نرسيدهاند كسى كه اينها را آفريده مثل آنها نيست و كامل بالذاتست و هيچگونه نقص در ذات و صفات او نيست و اين دليل اجماليست كه براى اكثر خلق كافيست و از دلائل تفصيليه به چند دليل قريب بفهم اكتفا مينمائيم : دليل اول آنكه هر مفهومى كه آدمى تعقل آن مينمايد يا آنست كه نظر بذات او بدون ملاحظهء امر خارجى و علتى بودن آن در خارج واجب است او را واجب الوجود خوانند يا آنكه نظر بذات او محال است او را ممتنع الوجود گويند يا نظر بذات او نه واجبست بودن او و نه ممتنعست بودن او و او را ممكن الوجود گويند كه بودن و نبودن هر دو بذات او رواست پس اگر علتى بهمرساند موجود مىشود و الا معدوم خواهد بود پس گوئيم كه شك نيست كه در عالم موجودات هستند اگر مجموع موجودات منحصر باشند در ممكنات و واجب الوجودى در ميان آنها نباشد پس همه را با هم كه ملاحظه كنى بمنزلهء يك شخصند و عدم بر مجموع اينها رواست هم چنانچه زيد بىعلت محالست كه موجود شود زيرا كه ترجيح بلا مرجح لازم مىآيد و آن ببديههء عقل محالست همچنين موجود شدن اين مجموع بدون علتى كه خارج از اينها باشد محالست و آن علت بايد موجود باشد زيرا كه بديهى است كه چيزى كه خود موجود نباشد علت وجود ديگرى نميتواند بود و موجودى كه خارج از جميع ممكناتست واجب الوجود است - پس ثابت شد كه واجب الوجودى البته موجود هست و اگر گويند كه هر يك از اجزاء علت وجود ديگريست الى غير