السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 54

شرح دعاى سحر ( فارسى )

دارد و باء به مخلوق اول كه عقل اول و نور اول است كه بعينه نور پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و از اين روست كه از آن به بهاء اللّه تعبير شده است ، زيرا بهاء به معناى زيبايى و جمال است و مخلوق نخستين عبارت است از ظهور جمال حق ، بلكه اگر در معناى بهاء دقت بيشترى شود معلوم گردد كه بهاء عبارت است از نور با هيبت و وقار ، و اين معنى مساوى است با معنايى كه جامع ميان جمال و جلال باشد » . پايان آنچه مى خواستيم از كلام ايشان نقل كنيم مقامش بالاتر باد . فرق ميان صفت جلال و جمال من مى گويم : صفاتى كه متقابلند چون همگى در عين وجود ( و مبدأ هستى ) به طور بساطت مجتمع اند و آنجا از تكثر منزهند لذا همگى صفات در يكديگر منطوى است و در هر صفت جمال ، صفت جلال است و در هر صفت جلال ، صفت جمال است . فقط فرقى كه دارند آن است كه برخى از صفات ، ظهور جمال است و باطنش جلال است و برخى به عكس يعنى ظهور جلال است و باطنش جمال است ( و ميزان در صفت جلال يا جمال بودن مرتبهء ظهور آن است ) . پس هر صفتى كه جمال در آن ظهور داشته باشد آن را صفت جمال گويند ، و هر صفتى كه جلال در آن ظهور يابد صفت جلالش خوانند . و بهاء گرچه نور با هيبت و وقار است و جامع ميان جلال و جمال است ، لكن هيبت در آن در مرتبهء باطن است و نور در مرتبهء ظاهر و بنابراين ، بهاء از صفات جمالى است كه باطنش جلال است . و چون جمال از متعلقات لطف است بدون آنكه ظهور و يا عدم ظهور در آن اعتبار و