السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 42
شرح دعاى سحر ( فارسى )
من بهائك بابهاه و كل بهائك بهى ، اللهم إني أسئلك ببهائك كله . كلمهء « مِنُ بَهائِكَ » ( از نظر ادبى ) متعلق است به « ابُهاهُ » و آن متعلق است به « اسُئَلُكَ » يعنى سؤال مى كنم از تو به زيباترين زيبايى ات . و همچنين جملات ديگر دعا [ 1 ] .
--> [ 1 ] بايد دانست كه سؤال به اين گونه از أسماء و صفات ربوبى ممكن نيست مگر هنگامى كه بندهء دعا كننده مورد تجلّى حق تعالى واقع شود و پس از آنكه بعضى از تجليات از براي أو شد خداى را به آن تجلى مى خواند و از أو مى خواهد كه نقصان أو را جبران كند و أو را متحقق به آن گرداند ، و اين معنى جز براي انبياء و اولياء عليهم السّلام دست ندهد و براي ما مهجوران و ناقصان وظيفه آن است كه زبان خود را به منزلهء زبان ولىّ كامل قرار داده و از زبان آن ولى كامل دعا كنيم و گر نه مضامين پارهاى از دعاها براي ما بيخبران قابل تفوّه نيست و بجز تجرّى و كذب محض چيز ديگرى نيست ، مانند فقرات همين دعا و بعضى از جملات دعاى كميل ، كه بايد كسى كه آن را مى خواند از زبان أمير المؤمنين عليه السّلام بخواند . بهر اين فرمود با موسى خدا وقت حاجت خواستن اندر دعا كاى كليم اللّه ز من مى جو پناه با دهانى كه نكردى تو گناه گفت موسى : من ندارم آن دهان گفت : ما را از دهان غير خوان از دهان غير كى كردى گناه ؟ از دهان غير بر خوان كاى إله