السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 37
شرح دعاى سحر ( فارسى )
اين راه است و خداى تعالى با اسم جامع محيطش حافظ و نگهبان اوست ، پس بر دعا كننده و سالك لازم است كه به نگهبان و مربى خود توسل جسته و با گفتن « اللهم » يا « يا اللّه » تضرع به أو نمايد . و سّر اينكه بيشتر دعاها با اين كلمه شروع مىشود همين است ، گر چه از نظري تمسك جستن به ديگر أسماء الهيه خوب است و آن نظر عبارت است از استهلاك تعين هاى اسمائى و صفاتى در احديت جمع ، چنان كه در سّر اينكه در جملات اين دعا پس از اثبات افضليت ، دوباره بازگشت نموده و مى گويد : « همهء بهاى تو بهى است » و همچنين بقيهء جملات ، چنان كه خواهيم گفت . من گفتن در دعاها منافاتى با فقر ذاتي ندارد « انّى » گفتن كلمهء « من » در اينجا نه براي اثبات منيّت است ، زيرا اظهار منيّت با گدايى منافات دارد ، در صورتى كه دعا كننده مى گويد من از تو سؤال مى كنم و گدايى مى كنم ، بلكه اين « من » گفتن مانند « شما » گفتن است كه خداى تعالى مى فرمايد : « شما نيازمندان به خدا هستيد » . با اينكه شمايى كه سواى حق باشد خود ملاك استغناء و بي نيازى است نه ملاك فقر و نيازمندى . پس آنچه با مقام سالك إلى اللّه منافات دارد آن گونه استقلال و بي نيازى است كه در كلمهء « شما » در آيهء شريفهء إِنُ هِيَ إِلا َأُسماٌء َسَّمُيُتموها أَنُتُمُ 53 : 23 ( اين ها نامهايى است كه شما آنها را نامگذارى كردهايد ) ذكر شده ، و اما در مقام اظهار ذلت و اظهار فقر اثبات انانيت نكوهيده نيست ، بلكه اصلا از باب اثبات انانيت نيست ، مانند كلمهء « شما » است كه در آيهء شريفهء : « اى